تصريف كرديم ، بعضى را بسيار بداديم و بهرى را اندك . بهرى را سالى دهيم و سالى ندهيم .
و گفتند : مراد آن است [ كه ] ( 1 ) اين باران انواع كرديم ، بعضى ( 2 ) وابل ، بعضى ( 3 ) رهام ، و بهرى ودق ، و بهرى طلّ ( 4 ) ، و بهرى و سمىّ ، و بهرى ولى ، و بهرى طشّ ، و بهرى رذاذ ( 5 ) .
بهرى ديگر گفتند : اين تصريف راجع است با ريح ، پارهاى ( 6 ) شمال و پارهاى ( 7 ) جنوب و پارهاى ( 8 ) صبا و پارهاى ( 9 ) دبور .
آنگه غرض بيان كرد كه : * ( لِيَذَّكَّرُوا ) * ، اى ليتذكّروا ، اين براى آن كردم تا انديشه كنند . * ( فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً ) * ، الَّا آن است كه بيشتر مردمان سر باز زدهاند الَّا كفران و جحود نمىكنند . و گفتند مراد آن است كه : ايشان را خداى باران دهد ، ايشان نسبت با « انواء » ( 10 ) كنند و گويند : مطرنا بنوء العقرب ، و بنوء السّرطان او الحوت ، از اين برجها كه آن را برج ( 11 ) آبى گويند .
* ( وَلَوْ شِئْنا لَبَعَثْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيراً ) * ، حق تعالى گفت : اگر ما خواستمانى در هر شهرى و ديهى پيغامبرى بفرستادمى ( 12 ) كه مردمان را ترسانيدى ( 13 ) و انذار كردى ( 14 ) چنان كه باران قسمت كردهايم بر همه جايها تا به هر شهرى و ديهى مىبرسد ، نيز در هر شهرى پيغامبرى بفرستادمانى تا اعباء ( 15 ) نبوت بر تو آسانتر بودى ، و لكن مصلحت اقتضا آن كرد كه پيغامبر جنّ و انس تو باشى .
* ( فَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ ) * ، متابعت راى ايشان مكن به دعوت ايشان تو را به اهواء ( 16 ) خود . * ( وَجاهِدْهُمْ بِه ) * ، و جهاد كن با ايشان يعنى با اين كافران به آن جهادى بزرگ .
و در ضمير ( 17 ) خلاف كردند ، بعضى گفتند : راجع است با قرآن ، اين قول عبد اللَّه
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 3 - 2 ) . همهء نسخه بدلها : بهرى .
( 4 ) . اساس : طلل ، به قياس با نسخهء آط ، تصحيح شد .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : برد .
( 9 - 8 - 7 - 6 ) . آط ، آب ، آز ، مش : تارة .
( 10 ) . اساس : به او ، به قياس با نسخهء آط تصحيح شد .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : برجهاى .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها : بفرستادمانى .
( 13 ) . آب ، آز ، مش : ترسانيدندى .
( 14 ) . آط ، آب ، آز ، مش : كردندى .
( 15 ) . آب ، آز ، مش : اعتبار .
( 16 ) . همهء نسخه بدلها : با هواى .
( 17 ) . همهء نسخه بدلها به .