نشويم ( 1 ) ، خداى تعالى اجابت كرد ايشان را و آن آب بگشاد ، و بيش از آن كه ايشان خواستند بداد ايشان را از آن جا كه صدق نيّت ايشان دانست . ايشان بر طاعت و ايمان به خداى مقام كردند تا مرگ به ايشان رسيد .
پس از ايشان ، از نسل ايشان گروهى منافقان پديد آمدند كه ، در ظاهر ايمان گفتند و در باطن كافر بودند ، خداى تعالى فرو گذاشت ايشان را ، ايشان معاصى بسيار كردند و از جمله معاصى ايشان آن بود كه عمل قوم لوط پيش گرفتند ، و زنان را ترك كردند بكلَّى تا زنان شبق شدند ، شيطانه ( 2 ) بيامد بر صورت آدمى ، گفتند : آن « دلهاث » ( 3 ) بنت ابليس بود ، و ايشان را سحّاقگى بياموخت ، و پيش از آن كس سحّاقگى نكرده بود .
و دليل بر صحّت اين آن است كه از صادق - عليه السّلام - روايت كردند كه او گفت : از پدرم ( 4 ) باقر پرسيدند حديث اصحاب الرّس ، گفت : ايشان را سحّاقات بودند ( 5 ) ، خداى تعالى به اوّل شب صاعقه بر ايشان افگند ، و به آخر شب خسفى و ايشان را هلاك كرد و منازلشان خراب ، اين قصهء اصحاب الرّس است ، على - اختلاف الرّوايات .
و « رسّ » در لغت هر چيزى باشد كنده چون چاه و گور و معدن ، و جمع او رساس بود ، قال :
سبقت الىّ فرط باهل
تنابلة يحفرون ( 6 ) الرّساسا
ابو عبيده گفت : رسّ هر آن چاهى باشد كه به سنگ برآورده باشند .
* ( وَقُرُوناً بَيْنَ ذلِكَ كَثِيراً ) * ، جمع قرن ( 7 ) باشد ، و آن اهل عصرى باشند و جماعتى بسيار كه ايشان را هلاك كرديم .
* ( وَكُلًّا ضَرَبْنا لَه الأَمْثالَ ) * ، و همه را براى او مثلها زديم . و « كلّ » ، موحّد اللَّفظ
هامش
( 1 ) . آج ، لب : شويم .
( 2 ) . لب : شيطان .
( 3 ) . آج ، لب ، آل : دلها .
( 4 ) . آل محمد باقر ، مش امام محمّد .
( 5 ) . آج ، لب ، آز ، مش : بود .
( 6 ) . آط : ندارد ، و ديگر نسخه بدلها : يعرفون ، به قياس با چاپ شعرانى ( 8 / 277 ) و منابع شعرى ، تصحيح شد .
( 7 ) . آز : كرن .