مشغول كند از آن .
مجاهد گفت ، معنى آن است كه : چون وحى دير شدى بر رسول - عليه السّلام - او تمنّاى وحى كردى ، شيطان در آن ميانه او را وسواس ( 1 ) ، دل مشغولى ( 2 ) كردى كه وحى منقطع شد ، خداى تعالى نسخ آن كردى به انزال آيات محكمه ( 3 ) ، و اين وجهى قريب است .
ابو علىّ الجبّائى گفت : مراد به اين ، آن است كه : رسول را - عليه السّلام - اوقاتى سهو افتادى در قراءت ، و اين سهوى باشد كه آدمى از آن خالى نباشد ، و اين بر پيغامبر ( 4 ) روا باشد الَّا ( 5 ) كه بسيار شود و متواتر به حدّ آن كه ( 6 ) مودّى باشد با نفرت ، و اين سهو به وسوسهء شيطان بود ، خداى تعالى زايل كردى آن را به احكام آيات در دل رسول - عليه السّلام .
و حسن بصرى گفت ، در تأويل آن ( 7 ) قول كه ايشان گفتند در باب سورة و النّجم كه : اين ، رسول - عليه السّلام - گفت ( 8 ) ، اعنى :
تلك الغرانيق العلى منها الشّفاعة ترتجى ،
و لكن به ( 9 ) وسواس شيطان ، و مراد آن بود كه : عند كم و على مذهبكم . و بعضى دگر گفتند : رسول - عليه السّلام - اين بر سبيل تهكّم و استهزا گفت عند ذكر الاصنام ، يعنى عندكم و في اعتقادكم ، و اين بر طريق طعن باشد بر ايشان . گروهى پنداشتند كه ( 10 ) از قرآن است ، خداى تعالى بيان كرد كه : آن نه قرآن است ، و منزل نيست از خداى تعالى ، فهذا معنى قوله : * ( فَيَنْسَخُ اللَّه ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ) * .
و ابو القاسم بلخى گفت : ممتنع نباشد كه رسول - عليه السّلام - اين كلمه سجع اعنى : تلك الغرانيق العلى ، بسيار شنيده باشد از مشركان . عند آن كه ذكر اصنام مىكرد اين سخن يادش آمد ، شيطان خواست تا به وسوسهء او اين حديث بگويد رسول
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : به وسواس .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : دل مشغول .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : محكم .
( 4 ) . آج ، لب : پيغمبران .
( 10 - 5 ) . همهء نسخه بدلها آن .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : به چندان كه .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : اين .
( 8 ) . آط ، آج ، لب ، مش : گفتى .
( 9 ) . چاپ شعرانى : نه بر .