مىآيند از هر رهى دور .
تا حاضر آيند به منفعتهاى خود ( 1 ) و ياد كنند نام خداى در روزهاى دانسته بر آنچه روزى كرد ايشان را از بهيمه چهارپايان ، بخورى از آن و بدهى درويش بىچيز را .
پس بگو تا بگزارند مناسكشان و وفا كنند نذرهاشان و بگردند به خانه كعبه ( 2 ) .
آن و هر كس كه او بزرگ دارد حرمتهاى خداى ، آن بهتر باشد او را بنزديك خدايش ، و حلال كردند شما را چهار پايان الَّا آنچه مىخواندند ( 3 ) بر شما ، بپرخيزى ( 4 ) از پليدى از بتان و بپرخيزى ( 5 ) گفتن دروغ ( 6 ) .
راست گشته ( 7 ) خداى را جز ( 8 ) شرك آرنده ( 9 ) به او و هر كه شرك آرد به خداى ، پندارى بيفتاد از آسمان ، بر بايد او را مرغ يا ببرد او را باد در جاى ( 10 ) دور .
آن و هر كه بزرگ دارد مناسك ( 11 ) خداى را آن از پرهيزگارى دلها باشد .
شما را باشد در آنها سودها تا به وقتى نام زده ، پس جاى [ آن ] ( 12 ) به خانهء كعبه باشد .
هامش
( 1 ) . آط ايشان .
( 2 ) . آج ، لب ديرينه .
( 3 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : مىخوانند .
( 5 - 4 ) . آط ، آب : بپرهيزى ، آج ، لب : دورى گزينيد .
( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب : از سخن فحش .
( 7 ) . آج ، لب : مخلص باشيد .
( 8 ) . آج ، لب : نه .
( 9 ) . آب : شرك آرندگان را .
( 10 ) . آط ، آب ، آج ، لب : جايگاهى .
( 11 ) . آج ، لب : فرمانهاى .
( 12 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .