هر گه كه خواهند كه بيرون آيند از آن جا از غم ( 1 ) با جابرند ( 2 ) ايشان را در آن جا و بچشى عذاب سوزنده .
[ 43 - پ ]
كه خداى در برد ( 3 ) آنان را كه ايمان آرند و كارهاى نكو كنند در بهشتها كه مىرود از زير آن جويها ، حلى دهند ايشان را در آن جا از دستورنجنها ( 4 ) از زر و مرواريد ، و جامههاى ايشان در آن جا حرير ( 5 ) باشد .
و ره نمايند ايشان را با سخن پاكيزه از قول ، و ره نمايند ( 6 ) به ره پسنديده .
[ 44 - ر ]
آنان كه كافر شدند و برگردند ( 7 ) از راه خداى و مسجد حرام ، آن كه كرديم او را براى مردمان راست است استاده ( 8 ) در او و بادى ( 9 ) و هر كه خواهد در او گراييدن ( 10 ) از دين به ستم كردن ، بچشانيم او را از عذابى سخت .
چون جاى ساختيم براى ابراهيم جاى خانه ( 11 ) كه مگير انباز به من ( 12 ) چيزى و پاكيزه كن خانهء من [ براى ] ( 13 ) گردندگان و استادگان و ركوع كنندگان و سجود كنندگان .
و آگاهى ده ( 14 ) در مردمان با حج تا به تو آيند پيادگان و بر هر اشترى [ لاغر ] ( 15 )
هامش
( 1 ) . آط : اندوهى .
( 2 ) . آج ، لب : باز گردانند .
( 3 ) . آط ، آب ، آج ، لب : در آرد .
( 4 ) . آج ، لب : دستاورنحها .
( 5 ) . آب : ابريشم .
( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب ايشان را .
( 7 ) . آط ، آب ، آج ، لب : برگرديدند .
( 8 ) . آط ، آج ، لب : مردمان راست استاده .
( 9 ) . آط ، آب : بدوى ، آج ، لب : مسافر .
( 10 ) . آط ، آب ، آج ، لب : گرديدن .
( 11 ) . آج ، لب كعبه .
( 12 ) . آط ، آب ، لب : كه شك نيارد به من .
( 15 - 13 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 14 ) . آج ، لب : ندا كن .