فرستاد و گفت : هر كه اين گمان مىبرد ، گو اين معامله كن تا ( 1 ) خود سود دارد او را يا نه ! مجاهد گفت : « ها » راجع است با « من » ، و معنى آن است كه : هر كه او به خداى بد گمان باشد و ظن برد كه خداى او را نصرت نخواهد كرد نه در دنيا و نه در آخرت ، يعنى روزى نخواهد داد ( 2 ) ، و « نصرت » اين جا به معنى رزق و عطاست من قول العرب : من نصرني نصره اللَّه ، اى من اعطاني اعطاه اللَّه .
ابو عبيده گفت : عرب زمين باران رسيده را ارض منصوره گويند ، قال :
فانّك لا تعطى امرءا فوق ( 3 ) حقّه
فلا تملك الشّقّ ( 4 ) الَّذى الغيث ناصره
اى ماطره و معطيه ، و معنى آيت آن كه : هر كه گمان برد كه خداى او را روزى نخواهد داد ، گو رسنى در افگن و خويشتن بياويز .
ابن عامر و ابو عمرو و رويس و ورش خواندند : * ( ثُمَّ لْيَقْطَعْ ) * ] ( 5 ) و : ثُمَّ لْيَقْضُوا ، ( 6 ) . . . ، به سكون « لام » فى الموضعين ، و قنبل موافقت كرد ( 7 ) ثُمَّ لْيَقْضُوا ، و باقى قرّاء به كسر « لام » خواندند در هر دو جاى . امّا « ما » فى قوله : * ( ما يَغِيظُ ) * ، مصدرى است ، و تقدير آن كه : * ( هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُه ) * ، غيظه ( 8 ) ، و شايد « ما » ( 9 ) موصوله باشد على تقدير : هل يذهبنّ كيده الَّذي يغيظه ، و يحمله على الغيظ .
آنگه گفت : * ( وَكَذلِكَ ) * ، همچنين ما فرستاديم اين قرآن را آيتى روشن . و نصب « آيات » بر حال است و وجه تشبيه در * ( كَذلِكَ ) * ، آن است [ كه ] ( 10 ) چنان كه ( 11 ) دلالات ( 12 ) مقدّم اظهار كرديم ، همچنين قرآن فرستاديم . * ( وَأَنَّ اللَّه ) * ( 13 ) ، و خداى هدايت دهد آن را كه خواهد ( 14 ) .
هامش
( 1 ) . آج ، لب : با .
( 2 ) . آب ، آز ، مش : دادن .
( 3 ) . آب ، آز : دون .
( 4 ) . آب ، آج ، لب ، آز : السّوء .
( 5 ) . اساس : تا بدين جا افتادگى دارد ، از آط ، افزوده شد .
( 6 ) . سورهء حج ( 22 ) آيهء 29 .
( 7 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز در .
( 8 ) . آز : ما يغيظ .
( 9 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز : تا .
( 10 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 11 ) . آط در آيات .
( 12 ) . آز : در آيات مقدم دلايل .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها يهدي من يريد .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها قوله تعالى .