گفتهاند : ابن العمّ است ، يعنى پسران عمّاند آنان كه دعوت مىكنند پسران عمّ خود را با كفر .
قوله : * ( يَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّه ) * ، نحويان در اين « لام » خلاف كردند ، بعضى گفتند :
صله است و زيادت ، و التّقدير : يدعوا من ضرّه ، و بعضى گفتند : تأكيد است در بيان آن كه مضرّت او بيشتر از منفعت است ، و اين حال مؤكّد و بليغتر است ، و اين معنى سخت ظاهر است ، « لام » براى آن آورد . بعضى دگر گفتند : جواب قسمى مضمر است ، اى يدعو ( 1 ) و اللَّه لمن ضرّه اقرب من نفعه ، بعضى دگر گفتند : يدعوا ( 2 ) ، به معنى يقول است ، چنان كه عنتره گفت :
يدعون عنتر و الرّماح كأنّها
اشطان بئر في لبان الادهم
اى يقولون يا عنتر ( 3 ) ، و خبر محذوف ( 4 ) باشد ، و التّقدير : يقول لمن ضرّه اقرب من نفعه الهة او إله . و بعضى دگر گفتند : يدعو ( 5 ) از صله ضلال است ، يعنى * ( ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ ) * ، الَّذي يدعوه .
آنگه ابتدا كرد و گفت : * ( لَمَنْ ضَرُّه أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِه ) * ، و محلّ او رفع بود بر ابتدا ، و خبر او * ( لَبِئْسَ الْمَوْلى وَلَبِئْسَ الْعَشِيرُ ) * ، باشد ، و گفتند : كلام بر تقديم و تأخير است ، يعنى لمن ضرّه اقرب من نفعه يدعو ( 6 ) بر ابتدا و خبر ( 7 ) بعضى دگر گفتند : اين بر تكرار است على سبيل التّأكيد ، و التّقدير : يدعوا ( 8 ) لمن ضرّه اقرب من نفعه يدعوا ( 9 ) ، آنگه دوم بيفگند اكتفا به اوّل كرد . و بعضى دگر گفتند : به اين تأويلات متعسّف حاجت نيست چه اين در كلام عرب شايع است ، و قد سمع منهم اعطيتك لما غيره خير منه و عنده لما غيره خير منه . و العشير ، فعيل به معنى مفاعل ، اى المعاشر و الخليط و الصّاحب ، بد رفيق و همساز است بتان ايشان را .
* ( إِنَّ اللَّه يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا ) * ، آنگه چون ذكر كافران و احوال ايشان و معبودان ايشان بگفت ، احوال مؤمنان بگفت و ثواب ايشان ، گفت : خداى تعالى مؤمنان را كه عمل صالح كنند به بهشتهايى ( 10 ) برد كه در زير درختان آن جويها روان باشد كه خداى
هامش
( 6 - 5 - 2 - 1 ) . آج ، لب : يدعوا .
( 3 ) . آب : عنتره .
( 4 ) . آج ، لب : محذوفى .
( 7 ) . آج ، لب او .
( 9 - 8 ) . آب ، آز ، مش : يدعو .
( 10 ) . آج ، لب : بهشتها .