بيافريديم ( 1 ) تو را براى خود .
برو تو و برادرت به آيتهاى من و سستى مكنى در ياد كردن من .
برويد به فرعون كه او از حدّ در گذشت .
بگوييد او را گفتارى نرم تا همانا او انديشه كند يا بترسد .
گفتند خداى ما ! ما مىترسيم كه شتاب كند بر ما يا نافرمانى كند .
گفت : مترسيد كه من با شماام ، مىشنوم و مىبينم .
برويد ( 2 ) به او و بگويى كه ما رسولان خداى توايم بفرست و اما بنى اسرايل را و عذاب مكن ايشان را كه ما آوردهايم به تو معجزهاى از خداى تو و سلام بر آن كه پسروى كند هدى را . -
ما را وحى كردند كه عذاب بر آن كس است كه دروغ گويد و برگردد .
گفت : كيست خداى شما اى موسى ؟
گفت : خداى ما آن كه بداد هر چيزى به خلقانش ، پس لطف كرد با ايشان .
گفت : چيست حال امّتان پيشين ؟
گفت : علم ايشان بنزديك خداى من است در نوشته كه گم نكند خداى من و فراموش نكند .
آن كه كرد براى شما زمين را گهواره و
هامش
( 1 ) . آج ، لب : برگزيديم .
( 2 ) . آط : آمدند ، به قياس با نسخه آب و معنى آيه تصحيح شد .