گفتند : اين دو جادواند مىخواهند تا برون كنند شما را از زمين شما به جادوى ايشان و ببرند طريقهء شما را كه نيكوتر است .
بسگاليد كيد خود پس بيايى به يك صف و ظفر يابد امروز آن ( 1 ) كه برتر آيد .
گفتند : اى موسى ! يا تو بيفگنى و امّا ( 2 ) ما باشيم اوّل كس كه بيفگند .
گفت شما بيفگنى كه بديدى رسنهاى ايشان و عصاهاشان چنان نمودند او را از جادويشان كه آن مىرود .
يافت در خود ( 3 ) ترسى موسى .
گفتيم : مترس كه تو برتر باشى .
و بيفگن آنچه در دست راست تو است تا فرو برد آنچه ايشان كردند ، آنچه ايشان كردند كيد جادوى ايست و ظفر نيابد جادوى هر كجا آيد .
در افگندند جادوان ( 4 ) را در سجده ، گفتند : بگرويديم به خداى هارون و موسى .
گفت : ايمان آوردى به او پيش از آن كه دستورى دادم شما را ؟ او مهترست شما را آن كه بياموخت شما را جادوى ، ببرم دستهاى شما را و پايهاى شما را از خلاف ، و بر دار كنم شما را بر درختان خرما ، و بدانيد كه كدام از ما سختر ( 5 ) است به عذاب و باقى .
هامش
( 1 ) . آب ، مش كس .
( 2 ) . ديگر نسخه بدلها : و يا .
( 3 ) . آج ، لب : دل خود .
( 4 ) . آج ، لب : جادويان .
( 5 ) . سختر / سختتر .