تفضيل دادم و شرح صدر كردم تو را و بار گران از تو فرو نهادم ( 1 ) و امّت تو را بهتر ( 2 ) امّتان كردم و امّت تو را امّتى وسط كردم و ايشان را اوّل و آخر كردم ، فَخُذْ ما آتَيْتُكَ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ ( 3 ) ، آنچه تو را دادم بستان و از جملهء شاكران باش ( 4 ) .
آنگه با من چيزهايى گفت كه مرا نفرمود ( 5 ) كه با شما گويم . آنگاه بر من و بر امّت من پنجاه نماز فرض كرد ( 6 ) . چون برگشتم مرا بر آن رفرف سبز نهادند تا به سدره ( 7 ) فرود آمدم . جبريل را مىديدم از پس پشت خود به دل چنان كه از پيش روى مى ديدم او را به چشم . جبريل مرا گفت : بشارت باد تو را اى محمّد كه تو بهترين خلقانى و گزيدهء خداى ( 8 ) از پيغامبران خدا ( 9 ) . آنچه خدا تو را داد كس را نداد از [ فريشتگان مقرّب و پيغامبران مرسل و تو به جايى رسيدى كه هيچ كس از اهل آسمان و زمين آن جا نرسيد گوارنده باد تو را اين كرامت ، و آنچه تو را داد از ] ( 10 ) رفع منزلت . اين بستان و خداى را بر آن شكر كن كه او ( 11 ) شاكران را دوست دارد .
آنگه جبريل گفت : يا محمّد ! بيا ( 12 ) تو را به بهشت برم و با تو نمايم آنچه خداى تو را نهاده است تا تو را رغبت بيفزايد در آخرت و زهادت بيفزايد در دنيا . آنگه فرود مىآمديم ( 13 ) از باد سبكتر و از تير سريعتر تا به بهشت رسيديم . به فرمان خداى مرا دل ساكن شد و هوش با من آمد و جبريل را مىپرسيدم ( 14 ) از آن عجايبى كه در علَّيّين ديده بودم از درياها و آتشها و نورها و جز آن . او گفت : سبحان اللَّه ! آن سرا پردههاى حرس ( 15 ) ربّ العزّه ( 16 ) كه به عرش او محيط است آن پردهاى است ميان خلايق و ميان عرش و حجابهايى از نور و اگر نه آن حجابها استى ، هر چه زير عرش است از نور عرش بسوختى و آنچه تو نديدى بيشتر است و عجبتر . من گفتم :
سبحان اللَّه العظيم ما اكثر عجايب خلقه .
هامش
( 1 ) . مل : و با دگران از تو فرق نهادم .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : بهترين .
( 3 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 144 .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 5 ) . مل ، آج ، لب : بفرمود .
( 6 ) . قم : فريضه كرد .
( 7 ) . قم المنتهى .
( 8 ) . قم ، آط : خدايى .
( 9 ) . قم ، آط : خداى .
( 10 ) . اساس افتادگى دارد ، از قم افزوده شد .
( 11 ) . قم : خداى .
( 12 ) . قم ، آط ، آج ، لب : بياى .
( 13 ) . قم : آمديم .
( 14 ) . قم : پرسيدم .
( 15 ) . مل : حرير .
( 16 ) . همهء نسخه بدلها است .