گوايى ( 1 ) از اهل زن اگر پيرهن ( 2 ) او دريده شده است از پيش زن راست گفت و مرد از جملهء دروغزنان است .
و اگر پيرهن ( 3 ) او دريده شده است از پس ، زن دروغ گفت ، و او از راستيگران ( 4 ) است .
چون بديد پيرهن ( 5 ) او كه دريده بود از پس ، گفت : اين از كيد شما ( 6 ) ست كه كيد شما بزرگ است .
اى يوسف بگرد از اين و آمرزش خواه اى زن براى گناهت كه تو از جملهء گناهكارانى .
گفتند زنانى در شهر ، زن عزيز مىفريبد غلامش را از نفس او غلبه كرد او را دوستى ما مىبينيم او را در گمراهى روشن .
چون بشنيد مكر ايشان ، بفرستاد به ايشان و بساخت براى ايشان تكيه گاهى و بداد هر يكى را از ايشان ، كاردى و گفت : برون شو ( 7 ) بر ايشان ( 8 ) ، چون بديدند او را بزرگ داشتند او را و ببريدند دستهايشان و گفتند :
دور باد خداى ( 9 ) نيست اين آدمى ، نيست اين مگر فريشتهاى گرامى ( 10 ) .
گفت : اين آن است كه ملامت
هامش
( 1 ) . آو ، بم ، آج ، لب : گواهى دهنده .
( 5 - 3 - 2 ) . آو ، بم ، لب : پرهن .
( 4 ) . قم ، آو ، بم ، آج ، لب : راست گويان .
( 6 ) . آو ، بم ، آج ، لب زنان .
( 7 ) . قم : بيرون شو ، آو ، بم : برون آى ، آج ، لب : بيرون آى .
( 8 ) . آو : ورايشان .
( 9 ) . آو ، بم ، آج ، لب : حاش للَّه .
( 10 ) . قم ، آو ، بم ، آج ، لب : بزرگوار .