ره پيشينگان ( 1 ) .
و اگر گشاييم برايشان درى از آسمان ، همه روز باشند در او بر بالا مىشوند .
گويند : بفسودهاند ( 2 ) چشمهاى ما ( 3 ) بل ما مردمانىييم ( 4 ) با ما جادوى كرده .
كرديم ما در آسمان برجها و بياراستيم آن را براى نگرندگان .
نگاه داشتيم آن را از هر ديوى رانده .
الَّا آن كه بدزدد سمع را از پى او برود ستارهاى روشن .
و زمين ، بكشيديم آن را و افگنديم در او كوهها و برويانيديم در او هر چيزى سخته .
كرديم شما را در آن جا وجوه معيشت و آن را كه شما او را روزى ندهى ( 5 ) .
و نيست هيچ چيز و الَّا و نزديك ماست خزينههاى او ، و ما فرو نفرستيم آن را مگر به اندازهاى شناخته .
و بفرستاديم بادها ( 6 ) باردار ، فرود آورديم از آسمان آبى به شما داديم آن را و نيستى شما آن را نگاهدارنده .
ما زنده كنيم و مرده ( 7 ) ، و ما ميراث گيريم .
هامش
( 1 ) . قم ، آج ، لب : پيشينيان .
( 2 ) . كذا در اساس ، قم : ببستهاند ، آو ، بيسودهاند ، بم ، مش : پسودهاند ، آج ، لب ، آل : پوششى بر نهادهاند .
( 3 ) . آو ، بم : آج ، لب ، مش را .
( 4 ) . قم ، گروهىايم ، آو ، بم ، آج ، لب : مردمانيم .
( 5 ) . قم : كه نيستى شما او را روزى دهنده .
( 6 ) . قم ، آو ، بم ، آج ، لب : مش را .
( 7 ) . قم : بميرانيم ، آو ، بم ، آج ، لب كنيم .