( 1 )
و اى قوم ( 2 ) ! اين شتر خداى است ، شما را معجزى ، رها كنيد او را تا مىخورد ( 3 ) در زمين خداى ، و مرسانيد او را به بدى كه بگيرد شما را عذابى نزديك .
پى بكردند او را گفت : برخوردارى گيريد ( 4 ) در سرايهاتان سه روز كه آن وعدهاى است نه دروغ .
چون آمد فرمان ما ، برهانيديم صالح را و آنان را كه ايمان آوردند با او به بخشايشى از ما و از هلاك آن روز كه خداى تو اوست ، توانا و عزيز است .
[ 182 - پ ]
و بگرفت آنان را كه ستم كردند بانگ ، در روز آمدند در سرايهاشان ايستاده .
پندارى ( 5 ) كه نبودند در آن جا ، بدرستى كه ثمود كافر شدند در خدايشان ، هلاك باد ثمود را .
قوله : [ تعالى ] ( 6 ) * ( وَإِلى عادٍ ) * ، تقدير آن است كه : و كذلك ارسلنا الى عاد ، عطفا على قوله : أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى . . . ( 7 ) ، قوله : « الى » ، تعلَّق دارد بدين فعل محذوف ، و * ( هُوداً ) * هم بدين ( 8 ) فعل منصوب ( 9 ) است ، و قوله : * ( أَخاهُمْ ) * ، يعنى اخوّت نسب نه اخوّت دين ، براى آن كه از يك قبيله بودند و خويشان بودند ، چنان كه رسول - عليه السّلام - از قريش ( 10 ) بود و او را بديشان فرستادند . او چون بديشان آمد گفت : يا قوم ! خداى را
هامش
( 1 ) . آج ، لب : تاكل .
( 2 ) . مج : گروه من .
( 3 ) . آج ، لب : تا بخورد .
( 4 ) . آو ، آج ، بم ، لب : برخوردار باشى .
( 5 ) . آو : نپندارى .
( 6 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد .
( 7 ) . سورهء هود ( 11 ) آيهء 25 .
( 8 ) . آج ، آز : و هود اسم به اين .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : محذوف .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : قومش .