گفتند اى هود نه آوردى ( 1 ) ما را [ به ] ( 2 ) حجّتى و نهايم ( 3 ) رها كننده خدايان خود را از گفتار تو ، و نه ايم به تو باور دارنده .
نگوييم ( 4 ) مگر كه رسانيد ( 5 ) تو را برخى ( 6 ) خدايان ما به بدى ، گفت كه من گواه مىگيرم خداى را و گواه باشيد كه من بيزارم از آنچه شما انباز ( 7 ) گيريد .
از فرود او ( 8 ) كيد كنيد با من جمله پس مهلت مدهيد مرا .
[ 181 - ر ]
كه من توكّل كردم بر خداى ، خداى من و خداى شما نيست از جنبندهاى ( 9 ) مگر او فرا گرفت ( 10 ) موى پيشانى او ، بدرستى كه خداى من بر راهى راست است .
اگر برگرديد ( 11 ) برسانيدم به شما آنچه فرستادند مرا به دو ( 12 ) به شما ، و خليفه كند خداى من قومى را جز شما ، و زيان مكنيد ( 13 ) او را چيزى كه خداى من بر همه چيزى نگاهبان است .
و چون آمد فرمان ما برهانيديم هود را و آنان را كه ايمان آوردند با او ( 14 ) به رحمتى از ما ، و برهانيديم ايشان را از عذابى سطبر ( 15 ) .
هامش
( 1 ) . آو ، بم ، مج ، لب ، آز : نياوردى .
( 2 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد .
( 3 ) . آو ، آج ، بم ، لب : و ما نهايم .
( 4 ) . آو ، آج ، بم ، مج ، لب : ما نمىگوييم .
( 5 ) . آو ، آج ، بم ، مج ، لب : برسانند .
( 6 ) . آو ، آج ، بم ، مج ، لب : بهرى .
( 7 ) . آو : انبازان .
( 8 ) . آو ، آج ، بم ، لب : جز او .
( 9 ) . آو ، مج : رونده ، آج ، بم ، لب : دونده .
( 10 ) . آو ، آج ، بم ، لب : فرا گرفته است ، مج : ها گرفته است .
( 11 ) . آو ، آج ، بم ، لب : برگردند .
( 12 ) . آو ، آج ، بم ، لب : به آن .
( 13 ) . آو ، آج ، بم ، مج ، لب شما .
( 14 ) . آو : وا او .
( 15 ) . آو ، آج ، بم ، لب : درشت .