من از جملهء مسلمانانم .
او را گفتند : الن ( 1 ) ، اكنون مىگويى ؟ و پيش از اين عاصى و مفسد بودى .
ابو جعفر من ( 2 ) طريق النّهر و انّى و نافع و الَّا ( 3 ) ابا طاهر عن اسمعيل و احمد بن صالح عن قالون و الحلوانىّ عن قالون من طريق الحمامىّ ( 4 ) : در دو جايگاه « الان » به القاء حركت همزه بر « لام » . ابو على گفت : « لام » تعريف را چون پيش او همزه بود و خواهند كه تخفيف همزه كنند ، به دو طريق باشد ، يكى آن كه : همزه بيفگنند اصلا از اين ، و حركت او بر « لام » افگنند چنان كه گويند : الحمر ( 5 ) في الاحمر ، و دوم آن كه : حركت همزهء اصل بر « لام » تعريف افگنند ، گويند : الحمر ، و انشد الكسائى .
فقد كنت تخفي حبّ سمراء حقبة
فبح لان منها بالَّذي انت بائح
اراد فبح الان ، و اين شاهد طريقهء اوّل است . خلاف كردند در آن كه اين قول كه گفت بر دو قول . بعضى گفتند : جبريل ، و بعضى دگر گفتند : قول خداى است - جلّ جلاله - بر وجه اهانت و توبيخ .
قوله : * ( فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ ) * ، حق تعالى گفت : ما امروز تو را برهانيم به تن تو .
يعقوب و قتّيبه خواندند : ننجيك ، به تخفيف من الانجاء ، و باقى قرّاء ، به تشديد من التّنجية . گفتند ، معنى آن است كه : ما تو را بر نجوت ( 6 ) و بلندى اندازيم از زمين تن بى روح تو ، تا عبرتى و علامتى و آيتى گردى آنان را كه از پس تو آيند . و اشتقاق اين كلمه من نجوة الارض باشد ، و هو المرتفع منه ( 7 ) قال اوس بن حجر :
فمن بنجوته كمن بعقوته
و المستكنّ كمن يمشي بقرواح
آى حيث لا ماء و لا مطر ، مراد آن است كه گفتيم كه ( 8 ) : بنى اسرايل شكّ كردند در هلاك فرعون ، خداى تعالى او را برانداخت از زمين تنى بى روح تا بنى اسرايل ( 9 ) را شكّ برخاست در هلاك او ( 10 ) . آنگه گفت : و بسيارى مردمان از آيات
هامش
( 1 ) . اساس : الان ، چاپ مرحوم شعرانى : الئن / ءالئن .
( 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز : عن ، مل : بر .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : الا .
( 4 ) . آج ، لب ، آز از اين سورت ، مل در اين سورت .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : لحمر .
( 6 ) . مل ، لب : نجوتى .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : منها .
( 8 ) . لب : يا .
( 9 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز : بنى اسرائيليان .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز بم ، مل : فرعون .