كس نپرداخت و از بنى اسرايل ياد نكردند تا شب بدان مشغول بودند ، به شب بخفتند ( 1 ) ، بر دگر روز برخاستند ( 2 ) انتظار مىكردند ( 3 ) تا بنى اسرايل به خدمت ايشان روند بر عادت ، كس نمىرفت ، [ 156 - پ ] و كس ( 4 ) از ايشان پديد نبود ، بر خاستند و سرايهاى ايشان بديدند كس در ( 5 ) نبود ، جملهء ( 6 ) برفته بودند ، برفتند و فرعون را خبر دادند ( 7 ) ، از آن بياشفت و گفت : إِنَّ هؤُلاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ ( 8 ) - الايات ( 9 ) .
آنگه بفرمود : تا لشكر جمع شدند ، و فرعون بر نشست با هزار هزار و ششصد ( 10 ) هزار مرد .
محمّد بن كعب گفت : در لشكر او صد هزار اسب سياه بودند بيرون از دگر شيات ، و آن جماعت كه خاصّهء فرعون بودند براى آن كه او شعار و جامهء سياه داشت . اين صد هزار مرد جمله با جامههاى ( 11 ) سياه و اسبان سياه و با راياتهاى ( 12 ) سياه بودند ، و هارون - عليه السّلام - بر مقدّمهء لشكر بنى اسرايل بود و موسى - عليه السّلام - بر ساقه بود ، چون موسى و بنى اسرايل به كنار دريا رسيدند ، مقدّمهء لشكر فرعون به ايشان رسيده بودند ( 13 ) هفتصد ( 14 ) هزار مرد ، هر مردى با اسبى تا زنده و خودى بر سر نهاده و حربهاى به دست گرفته ، چون قوم موسى ايشان را بديدند ، گفتند : يا موسى ! چه چاره است ؟ از پيش درياست و از پس لشكر فرعون ! اگر در دريا رويم ( 15 ) غرق بباشيم ( 16 ) ، و اگر مقام كنيم بر دست اينان كشته شويم . موسى - عليه السّلام - گفت : كَلَّا إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ ( 17 ) .
آنگه خداى تعالى وحى كرد به موسى كه : عصا بر دريا زن ، او همچنان كرد .
خداى تعالى دوازده راه خشك در دريا پيدا كرد به عدد اسباط بنى اسرايل تا هر
هامش
( 1 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز : بودند نخفتند .
( 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز و .
( 3 ) . آج ، لب ، آز : انتظار مىبردند .
( 4 ) . مل ، لب ، آز : كسى .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها او .
( 6 ) . آج ، لب ، آز : و جمله .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آز فرعون .
( 17 - 8 ) . سورهء شعراء ( 26 ) آيهء 54 .
( 9 ) . آج ، لب ، آز : الايه .
( 10 ) . آو ، بم ، مل : شصد .
( 11 ) . اساس : جامها / جامهها .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : رايات ، مل : رايت .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : بود .
( 14 ) . آو ، آج ، بم ، مج ، لب : هفصد .
( 16 - 15 ) . آو ، آج ، بم ، لب : آز : شويم .