شهرى ايمان نياوردند تا سود كردى ( 1 ) ايمانشان مگر قوم يونس كه چون ايمان آوردند برداشتيم از ايشان عذاب هلاك در زندگانى دنيا ، و برخوردارى داديم [ ايشان را ] ( 2 ) تا به وقت مرگ .
و اگر خواستى ( 3 ) خداى تو ، ايمان آوردى هر كه ( 4 ) در زمين [ است ] ( 5 ) همه به يك بار ، تو اكراه كنى مردمان را تا باشند مؤمن ؟
و نيست هيچ كس را كه ايمان آرد مگر به فرمان خداى ، و كند پليدى ( 6 ) بر آنان كه خرد ندارند ( 7 ) .
بگو بنگرى تا چيست در آسمانها و زمين ، و چه گزيراند ( 8 ) آيتها و پيغامبران از قومى كه نيارند ايمان ؟
[ 158 - پ ]
گوش مىدارند ايشان مگر مانند روزگار آنان كه گذشتند از پيش ايشان ؟ بگو گوش دارى كه من با ( 9 ) شما [ ام ] ( 10 ) از گوش دارندگان .
پس برهانيديم پيغامبران [ ما ] ( 11 ) را و آنان را كه ايمان دارند ( 12 ) ، همچنين واجب است بر ما كه برهانيم مؤمنان را .
بگو اى مردمان اگر بودى ( 13 ) در شكّ از دين من ، نپرستم ( 14 ) آنان را كه شما مىپرستى از فرود
هامش
( 1 ) . آو ، آج ، بم ، لب ايشان را .
( 11 - 10 - 5 - 2 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد .
( 3 ) . آو ، آج ، بم ، لب : خواهد .
( 4 ) . اساس : هر چه ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 6 ) . آو ، آج ، بم ، لب را .
( 7 ) . آو ، آج ، بم ، لب : خرد را كار نبندند .
( 8 ) . مج : گريزاند .
( 9 ) . آو ، بم : وا / با .
( 12 ) . آو ، آج ، بم ، لب : آوردند .
( 13 ) . آو ، آج ، بم ، لب : هستى / هستيد .
( 14 ) . اساس : نه پرستيم / نپرستيم .