و خداى راست نامهاى نيكو ، پس بخوانى او را به آن و رها كنى ( 1 ) آنان را كه ميل كنند از راستى در نامهاى او ، كه پاداشت دهند ايشان را به آنچه كرده باشند .
و از آنان كه آفريديم جماعتى هستند كه راه نمايند به راستى و به آن داد دهند .
آنان كه به دروغ داشتند آيتهاى ما را ، در نورديم ( 2 ) ايشان را [ از ] ( 3 ) آن جا كه ندانند .
و فرو گذارم ( 4 ) ايشان را كه كيد من قوى است .
[ 1 - ر ]
[ همى نكنند انديشه ] ( 5 ) كه نيست به صاحب ايشان از ديوانگى ، نيست او مگر ترسانندهاى بيان كننده .
نمىنگرند در پادشاهى آسمانها و زمين و آنچه آفريد خداى از چيزى و آن كه كه باشد ( 6 ) كه نزديك رسيد وقت مرگ ايشان به كدام حديث پس ( 7 ) او بگروند ؟
هر كه را گمراه كند خداى او را راهنماى نباشد و بگذاردشان ( 8 ) در جهالتشان تا متحيّر مىباشند .
مىپرسند تو را از قيامت ( 9 ) كى باشد وقت بودنش ( 10 ) ؟ بگو كه : علم آن بنزديك خداى من است ، روشن
هامش
( 1 ) . آو ، بم ، آن : دست باز دارى .
( 2 ) . آج ، لب : فرا گيريم .
( 3 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد .
( 4 ) . آو ، بم ، آن : زمان دهيم .
( 5 ) . اساس : افتادگى دارد ، از قم ، آورده شد .
( 6 ) . آو ، بم ، آن : و اگر نباشد كه باشد .
( 7 ) . آو ، بم ، آن : از پس .
( 8 ) . اساس : رها كنيم ايشان ، به قياس نسخه بم ، تصحيح شد .
( 9 ) . آو ، بم : روستاخيز / رستاخيز ، آن : روختاخيز .
( 10 ) . آو ، بم : برخاستن آن .