تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
شهرهاى او دست يافتند . آنچه قرار بود از اين شهرها به جلال الدين رئيس اسماعيليان داده شود ، داده شد . باقى را نيز امير اوزبك گرفت و آن را به اغلمش ، مملوك برادر خود ، واگذار كرد . امير اغلمش به سلطان علاء الدين محمد خوارزمشاه روى آورده و نزدش مانده بود . بعد برگشت و در آن جنگ شركت جست و امتحان خود را داد . اوزبك نيز او را به حكومت آن شهرها گماشت . سپس هر دسته از آن لشكريان به شهرهاى خويش بازگشتند . اما منكلى گريزان به سوى شهر ساوه رهسپار گرديد . در ساوه شحنه‌اى بود كه با منكلى دوستى داشت . از اين رو منكلى كسى را پيشش فرستاد تا از او براى ورود به شهر اجازه بگيرد . او نيز اجازه داد و خود نيز براى استقبال او از شهر بيرون رفت . همين كه او را ديد ، در برابرش زمين بوسيد و او را وارد شهر كرد و در خانهء خويش سكونت داد . آنگاه سلاحش را گرفت و خواست او را در بند كند و پيش اغلمش بفرستد . ولى منكلى درخواست كرد كه خودش او را بكشد و به پيش اغلمش نفرستد .