لشكريان خليفه و همراهانشان همه از كميابى خواربار و خوراك به سختى در تنگنا بودند ، و اگر منكلى در جاى خويش مىماند ، دشمنانش نمىتوانستند بيش از ده روز در برابرش ايستادگى كنند .
ولى او به طمع پيروزى با برخى از لشكريان خود از كوه فرود آمد و در برابر امير اوزبك قرار گرفت .
سربازان او به امير اوزبك حمله بردند و اوزبك هم نتوانست پايدارى كند و از پيششان گريخت .
ياران منكلى برگشتند و از كوه بالا رفتند . امير اوزبك نيز به خيمهگاه خويش بازگشت .
منكلى كه چنين ديد ، طمعش فزونى يافت و روز بعد با همهء لشكر خود از كوه فرود آمد .
دو لشكر براى نبرد در برابر يك ديگر صف آرائى كردند ، و سختترين جنگى كه ممكن بود ، ميانشان در گرفت .
اين بار منكلى شكست خورد و باز از كوه بالا رفت .
اگر در جاى خود مىماند ، هيچ كس نمىتوانست از كوه بالا رود و بر او دست يابد . دشمنان او تنها كارى كه مىتوانستند بكنند ، اين بود كه از او دست بردارند و بازگردند .
ولى او شب هنگام شترى گرفت و از جايگاه خود دور شد و گريزان به راه افتاد .
گروه اندكى از لشكرش او را پيروى كردند و بقيه نيز پراكنده شدند و هر يك از گوشهاى فرا رفتند .
پس از فرار منكلى ، لشكر خليفه و همچنين امير اوزبك بر
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 5
مساهمون: ابن الأثير
ص٥