تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
خوددارى كردند ، مسلمانان ناچار شدند كه پيكار با ايشان را ادامه دهند . فرنگيان به علت بسيارى نفراتشان با خود آنقدر خواربار و زاد و توشه نداشتند كه بتوانند چند روزى با آن زندگى كنند چون گمان مىبردند كه لشكريان اسلامى در برابرشان ايستادگى نخواهند كرد و قريه‌ها و سواد شهر نيز همه در دست خودشان باقى خواهد ماند و هر چه خواربار و خوراكى لازم داشته باشند ، در آن نواحى به دست خواهند آورد . اما از آن جا كه خداى بزرگ مىخواست كارى انجام شود ، دسته‌اى از مسلمانان از رود نيل گذشتند و به سرزمينى رفتند كه فرنگيان در آن اردو زده بودند . در آن نقطه رود نيل را شكافتند . در نتيجه ، آب نيل بر زمينى كه فرنگيان بودند ، سوار شد و همه جا را فرا گرفت . براى فرنگيان جز يك راه باريك راه ديگرى بجهة آمد و شد باقى نماند . در همين هنگام ملك كامل نيز جسرهائى ، نزديك اشموم ، بر رود نيل بست . از روى اين جسرها لشكريان مسلمان گذشتند و خود را نزديك اردوگاه فرنگيان رساندند و آن راه باريك را گرفتند كه فرنگيان اگر مىخواستند به دمياط باز گردند چاره‌اى جز عبور از آن نداشتند . بدين گونه ، راه رهائى براى فرنگيان باقى نماند . اتفاقا در آن حال كشتى بزرگى نيز براى فرنگيان رسيد كه