تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
از توطئه تبريز سر درآورند . بلكه همچنان به راه خويش ادامه داد و شتابان به گرجستان رفت و با گرجيان روبرو شد و جنگ كرد و شكستشان داد . پس از فراغت از كار گرجىها به سرداران خود گفت : « به من خبر رسيده كه در تبريز چنين و چنان شده است . بنابر اين شما در گرجستان بمانيد تا بر هر كس كه دست مىيابيد او را بكشيد و شهرهاى گرجيان را نيز تا آنجا كه مىتوانيد ويران كنيد . من پيش از شكست خوردن گرجيان خبر توطئه تبريز را به شما ندادم زيرا مىترسيدم كه از شنيدن اين خبر به شما سستى و بيم دست دهد . » بنابر اين آنان به همان حال در گرجستان ماندند و جلال الدين به تبريز بازگشت و رئيس تبريز و طغرائى و توطئه‌گران را گرفت . فرمان داد تا رئيس تبريز را در شهر بگردانند و هر كس كه از او ستمى ديده انتقام خويش را از او بگيرد . اين فرمان مايهء شادمانى مردم شد زيرا رئيس تبريز مردى ستمگر بود . جلال الدين ، پس از گرداندن او در شهر ، او را كشت . اما باقى توطئه گران را به زندان انداخت . همين كه از سوى ايشان آسوده خاطر گرديد و كار شهر بر او راست شد با همسر اوزبك بن پهلوان ، كه دختر سلطان طغرل بود ، زناشوئى كرد . اين زناشوئى درست بود چون بر او ثابت شد كه اوزبك بن پهلوان سوگند خورده بود كه چنانچه يكى از مملوكان خويش به
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 301 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت