سرآمد همهء كسانى بود كه در آن شهر اقامت داشتند ، و پيشوايان ديگر ، گرد هم آمده و با يك ديگر همدست شده و سوگند ياد كردهاند كه در برابر جلال الدين ايستادگى كنند و با او مخالفت ورزند و شهر را به اوزبك بن پهلوان برگردانند .
اين سازشگران گفته بودند : « جلال الدين تازه به گرجستان رفته است . اگر ما از او برگرديم و از فرمانش سرپيچى كنيم و اوزبك بن پهلوان و لشكريانى را كه دارد پيش خود فراخوانيم ، جلال الدين ناچار خواهد شد كه باز گردد ، و همين كه برگشت ، گرجيان سر در پى وى خواهند نهاد و ديگر جائى براى وى در گرجستان نخواهند گذاشت .
از سوى ديگر اوزبك بن پهلوان و گرجيان با يك ديگر همدست خواهند شد و به دو حمله خواهند برد .
بدين گونه شيرازهء كار وى از هم خواهد پاشيد و شكست وى قطعى خواهد شد . »
ضمنا چنين پنداشته بودند كه جلال الدين آهسته به گرجستان خواهد رفت و براى رعايت احتياط و دور ماندن از گزند گرجىها شتاب نخواهد ورزيد .
شرف الملك ، وزير جلال الدين كه در تبريز بود ، همين كه از توطئه و همدستى ايشان خبردار شد ، براى جلال الدين پيام فرستاد و او را از آنچه روى داده بود ، آگاه ساخت جلال الدين هنگامى پيام وزير خود را دريافت كرد كه به گرجستان نزديك شده بود .
در اين باره هيچگونه اظهارى نكرد و نگذاشت كه همراهانش
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 300
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٠٠