بدين گونه ، شكست گرجىها قطعى گرديد .
ايوانى هم كه پيشواى گرجيان بود و همه به دستور وى كار مىكردند گريخت .
گرجستان پادشاه نداشت و ملكهاى داشت . چه راست گفت پيغمبر خدا ، صلّى اللّه عليه و سلم آنجا كه فرمود : « قومى كه كار خود را به دست زنى بسپارد رستگار نخواهد شد . »
همين كه ايوانى شكست خورد و گريخت ، وى را دنبال كردند .
او به دژى كه گرجىها داشتند و در راه لشكريان جلال الدين قرار گرفته بود ، رفت .
در آن جا پناهنده شد و به دفاع از خويش پرداخت .
جلال الدين كسانى را در آن جا گماشت كه دژ را در ميان گيرند و نگذارند كه ايوانى از دژ فرود آيد .
لشكريان خود را نيز در شهرهاى گرجستان پراكنده ساخت تا گرجىها را غارت كنند و بكشند و زنان و فرزندانشان را اسير سازند و شهرهاى ايشان را ويران كنند .
اگر از سوى تبريز براى جلال الدين پيشامدى روى نمىداد كه وى را ناچار به بازگشت سازد بىگمان بدون هيچگونه رنج و سختى گرجستان را مىگرفت زيرا مردمش از ميان رفته ، و همه يا كشته يا اسير يا پراكنده شده بودند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 298
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٩٨