گرديد .
آنجا را گرفت و به عماد الملك واگذار كرد كه شمارگر و سان دهندهء سپاه وى ، و از اهالى ساوه بود .
سپس به قزوين و زنجان و ابهر رفت و همه را گرفت بىاينكه به مانع يا مدافعى برخورد .
آنگاه به همدان رفت و آن جا را به تصرف در آورد و همهء آن نواحى را به صاحبانش واگذار كرد .
اصفهان ، و همچنين قم و كاشان را نيز گشود . فتوحات او سراسر آن شهرها را در برگرفت .
ميان او و اوزبك بن پهلوان ، صاحب آذربايجان واران نيز چنين قرار شد كه اوزبك به نام سلطان محمد خوارزمشاه در شهرهاى خود خطبه بخواند و به فرمان خوارزمشاه در آيد .
سلطان محمد ، پس از اين پيروزيها ، بر آن شد كه روانهء بغداد گردد .
نخست سردار بزرگى را با پانزده هزار سوار پيشاپيش خود فرستاد و حلوان را نيز به دو واگذاشت .
بعد سردار ديگرى را به دنبال او روانه كرد .
به اندازهء دو يا سه روز راه از همدان گذشته بودند كه گرفتار برف سختى شدند .
برفى باريد كه همانندش شنيده نشده بود .
چارپايان ايشان از پا در آمدند و بسيارى از آنها مردند .
تركان بنى ترجم و كردان بنى هكار هم در بقيهء آنها طمع بستند و همه را ربودند چنان كه جز اندكى از آنها نتوانستند پيش
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 30
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٠