تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
خليفه هم كه اين را مىشنيد به خشم مىآمد . ديگر اين كه امير اغلمش وقتى شهرهاى جبل را گرفت ، چنان كه پيش از اين گفتيم ، در سراسر آن نواحى به نام سلطان محمد خوارزمشاه خطبه خواند . ولى هنگامى كه باطنيان اغلمش را كشتند ، خوارزمشاه خشمگين شد و براى اين كه آن شهرها از فرمان وى بيرون نروند ، حركت كرد و با لشكريان بسيارى كه سراسر زمين را مىپوشاندند شتابان روانه گرديد تا به رى رسيد و آن جا را گرفت . اتابك سعد بن دكلا ، فرمانرواى شهرهاى فارس ، همين كه خبر كشته شدن اغلمش را شنيد ، لشكريان خود را گرد آورد و به سوى شهرهاى جبل حركت كرد . او مىخواست كه آن نواحى را تا وقتى كه از نگهبان و پاسدار و مدافع تهى است ، تصرف كند . بدين منظور حركت كرد تا به اصفهان رسيد . مردم اصفهان به فرمان او در آمدند . بعد ، در انديشهء تصرف رى از آن جا به راه افتاد در حالى كه از رسيدن خوارزمشاه به رى آگاهى نداشت . نزديك رى ، پيشروان لشكر خوارزمشاه با او روبرو شدند . اتابك سعد گمان برد كه آنها لشكريان رى هستند و گرد آمده‌اند تا با او بجنگند و او را از دست يا بى به رى باز دارند . روى اين گمان با آنان به پيكار پرداخت و در اين جنگ پافشارى و سرسختى نشان داد تا جائى كه نزديك بود شكستشان بدهد . در اين حال بود كه ناگهان چتر شاهى خوارزمشاه آشكار