از كار افتادن شروانشاه و پيروزى مسلمانان بر گرجىها
در اين سال ، پسر شروانشاه بر پدر خود شوريد و او را از فرمانروائى انداخت و از آن سرزمين بيرون كرد و خود به جايش نشست .
سبب اين سركشى آن بود كه شروانشاه بدرفتارى مىكرد و تباهكارى و بيدادگرى بسيار داشت و دارائى و زمينهاى مردم را مىگرفت .
همچنين گفته مىشد كه او به زنان و فرزندان نيز چشم مىدوخت و دست درازى مىكرد .
بدين گونه فشار و زورگوئى او نسبت به مردم رفته رفته شدت يافت تا سرانجام كه برخى از لشكريان وى با پسرش همدست شدند و او را از آن سرزمين بيرون كردند .