در نتيجه ، ميان خوارزميان و لشكر تكريت جنگ سختى در گرفت و خوارزميان ناچار به لشكرگاه خويش بازگشتند .
من برخى از بزرگان دقوقا را كه بنو يعلى بودند ديدم كه از ثروتمندان به شمار مىرفتند .
يكى از آنان با دو فرزند خود جان بدر برد و اندك سرمايهاى نيز برايش ماند .
آنچه را كه سالم مانده بود با دو فرزند خود به شام فرستاد تا خود نيز در آن جا رود و در رشتهء سودمندى به تجارت پردازد و وسيلهء معاش خانوادهء خويش را فراهم آورد .
يكى از فرزندان وى در دمشق از جهان رفت و حاكم دمشق دارائى وى را گرفت و ضبط كرد .
من پدر آن دو فرزند را ديدم . حالى چنان سخت و ناگوار داشت كه هيچكس جز خداوند به اندوههاى او پى نمىبرد .
مىگفت : « دارائى و زمينهاى من غارت شد و از دستم رفت .
برخى از افراد خانوادهام نيز كشته شدند و كسانى كه سالم جستند با همان اندازهء ناچيزى كه از دارائىام مانده بود از وطن رفتند .
ما مىخواستيم آبرو دارى كنيم و خود را نگه داريم و دست تكدى پيش اين و آن دراز نكنيم . اكنون ، هم فرزندم از دست رفته هم مالم . »
بعد به دمشق رفت تا آنچه پيش پسر ديگرش مانده بود بگيرد .
آن پول را گرفت و به موصل برگشت . هنوز يك ماه از بازگشت وى سپرى نشده بود كه درگذشت . آدم بدبخت به هر ريسمانى خفه مىشود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٧٧