اما لشكر جلال الدين شهرها را يغما كرد و نابود ساخت . او و سربازانش با وضعى ناگوار و حالى دشوار به خوزستان رسيده بودند .
اسب و استر كم داشتند و آنچه هم داشتند به اندازهاى ناتوان گرديده بودند كه از آنها بهرهاى برده نمىشد .
از اين رو لشكريان جلال الدين در همهء شهرها به چپاول پرداختند و آنچه يافتند به غنيمت بردند و بدين گونه ، خود را بىنياز ساختند .
اسب و استر بسيار نيز گرفتند زيرا به آنها نياز بسيار داشتند .
جلال الدين از بعقوبا به دقوقا رفت و آن جا را محاصره كرد .
مردم دقوقا بر فراز ديوار شهر رفتند و از آن جا با او به پيكار پرداختند و او را دشنام دادند در حالى كه پى در پى « اللّه اكبر » مىگفتند .
جلال الدين اين وضع به خاطرش گران آمد و خشمگين شد و در جنگ با آنها كوشش بيشترى به كار برد تا سرانجام با خشم و خشونت شهر را گرفت .
لشكريان او به تاراج شهر پرداختند و بسيارى از مردم شهر را كشتند .
كسانى كه از اين كشتار جان بدر برده بودند گريختند و در شهرهاى ديگر پراكنده شدند .
هنگامى كه خوارزميان در دقوقا بودند گروهى از آنان نيز به بت و راذان يا رادان حمله بردند .
مردم آن نواحى به تكريت گريختند و خوارزميان آنها را دنبال كردند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 276
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٧٦