تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
هنگامى كه به خلاط نزديك شد ، برادر او شهاب الدين غازى از او ترسيد و توانائى آن را هم نداشت كه براى جنگ با وى روبرو شود ، از اين رو لشكر خود را در شهرها پراكنده كرد تا به نگهداشتن و استوار ساختن شهرها پردازند . برادر او ، ملك معظم عيسى صاحب دمشق ، در اين هنگام انتظار داشت كه مظفر الدين بن زين الدين ، صاحب اربل ، لشكرى به موصل و سنجار كه نزديكش بودند بفرستد و برادرش ، شهاب الدين غازى هم لشكرى به شهرهاى ملك اشرف كه نزديك فرات قرار داشتند مانند رقه و حران و غيره بفرستد و بدين گونه ملك اشرف ناچار شود كه از خلاط باز گردد . اما ملك اشرف به راه خود ادامه داد تا به خلاط رسيد . مردم خلاط هوادار او بودند و او را مىخواستند زيرا از او نيكرفتارى و از شهاب الدين غازى بدى ديده بودند . از اين رو وقتى ملك اشرف خلاط را محاصره كرد ، مردم در روز دوشنبهء دوازدهم جمادى الآخر شهر را تسليم او كردند . شهاب الدين در قلعهء شهر ماند و مقاومت نشان داد . اما همين كه شب فرا رسيد از آن دژ فرود آمد و به پوزش - خواهى پيش برادر رفت در حالى كه از سركشى دست برداشته بود . ملك اشرف او را سرزنش كرد ولى او را بخشيد و لغزش او را كيفر نداد . ليكن آن شهرها را از وى گرفت و تنها ميافارقين را برايش باقى گذاشت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 266 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت