براى رسيدن به مقصود نيز با برادر خود ، ملك معظم عيسى ، صاحب دمشق ، و مظفر الدين بن زين الدين ، صاحب اربل ، همدست شد تا لشكريان خويش را گرد هم آورند و با ملك اشرف بجنگند .
اين عده دشمنى خود را با ملك اشرف آشكار ساختند .
ملك اشرف كه به اين موضوع پى برد براى برادر خود ، ملك كامل كه در مصر بود ، پيام فرستاد و او را از حقيقت حال آگاه ساخت .
اين دو برادر با يك ديگر اتحاد داشتند . از اين رو همين كه ملك اشرف ، از ملك كامل كمك خواست ، ملك كامل لشكريان خويش را براى كمك به وى بسيج كرد .
براى برادر ديگر خود ، ملك معظم عيسى ، صاحب دمشق ، هم كه مىخواست با ملك اشرف موسى بجنگد ، پيام داد كه : « اگر از شهر خود حركت كنى من بدانجا خواهم آمد و آن جا را خواهم گرفت . »
ملك معظم عيسى بنابر قرارى كه با شهاب الدين و مظفر الدين داشت به سوى ديار جزيره رفته بود .
همين كه پيام برادر خويش ، ملك كامل ، را دريافت كرد و شنيد كه او لشكريان خويش را بسيج كرده به دمشق برگشت .
اما مظفر الدين بن زين الدين ، صاحب اربل ، سپاهيان خود را گرد آورد و روانهء موصل گرديد و ما به خواست خدا جريان كار او را بعدا شرح خواهيم داد .
اما ملك اشرف همين كه دربارهء سركشى برادر خويش يقين حاصل كرد ، لشكريانى را از شام و جزيره و موصل گرد آورد و رهسپار .
خلاط گرديد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 265
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٦٥