تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
مىگفتند خليفه عباسى ، الناصر لدين اللّه ، پنهانى آن شهر را به وى واگذاشته و دستور داده بود كه براى تصرف آنها قيام كند . او نيز براى مخالفت با غياث الدين دلگرمى يافت و گروهى از لشكريان او را از راه بدر برد و به سوى خود كشانيد . وقتى كار توطئه او سر و صورتى گرفت مخالفت خود را با غياث الدين آشكار كرد و از فرمان وى سرباز زد . آنگاه به آذربايجان رفت . در آن جا يكى از مملوكان اوزبك بن پهلوان فرمانرواى آذربايجان بود كه بغدى نام داشت . او نيز از فرمان اوزبك بن پهلوان سرپيچيده و گردنكشى آغاز كرده بود و در شهرها به تباهكارى مىپرداخت و راهزنى مىكرد و تا مىتوانست در قريه‌ها و جاهاى ديگر دست به يغما مىگشود و غارت مىكرد . گروهى از اهل بيداد و تباهى نيز به دو پيوستند . با او مملوك ديگرى هم بود كه ايبك شامى ناميده مىشد . اين دو مملوك ياغى كه شمارهء هواداران و كسانشان افزايش يافته بود ، با ايغان طائيسى ، دائى غياث الدين ، همدست گرديدند و هر كسى هم كه در پى تبهكارى و يغماگرى بود به آنان پيوست . بدين گونه دائى غياث الدين نيرومند گرديد . آن گروه انبوه كه آمادهء نبرد شده بودند به سراغ غياث - الدين رفتند تا با وى بجنگند و شهرهايش را بگيرند و او را برانند . غياث الدين كه اين خبر شنيد ، لشكر خود را گرد آورد و با
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 252 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت