تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
قاضى بدر الدين خان نيز همين كار را كرد . اما هر كس كه در برابر مغولان سر فرود آورد ، اسير شد . مغولان شهر و مدارس و مساجد را آتش زدند و مردم را به گونه‌هاى مختلف شكنجه كردند تا به دارائى خود اعتراف كنند و آنچه دارند باز دهند . بعد ، از آن جا روانهء سمرقند شدند و به تحقيق رساندند كه خوارزمشاه از پيكار با ايشان عاجز است چون به جايگاه خوارزمشاه ميان ترمذ و بلخ رسيده بودند . مغولان آن دسته از مردم بخارا را كه از كشته شدن رهائى يافته و به اسارت افتاده بودند ، همراه خود مىبردند . اين اسيران به بدترين گونه‌اى همراهشان پياده راه مىسپردند . هر كس را هم كه خسته مىشد و از پياده‌روى باز مىماند ، او را مىكشتند . مغولان همين كه نزديك سمرقند رسيدند ، سواران را پيش فرستادند و پيادگان و اسيران و بار و بنهء خود را پشت سر گذاشتند كه به تدريج پيش بروند تا هراس بيش‌ترى در دل‌هاى مسلمانان افكنند . مردم سمرقند همين كه سياهى لشكريان مغول را از دور ديدند ، نگران شدند و به تشويش افتادند . روز دوم اسيران و پيادگان و بار و بنه نيز از پشت سر رسيدند و در دست هر ده تن از اسيران يك پرچم بود . مردم شهر كه چنين ديدند گمان بردند كه همهء آنان لشكريان جنگى هستند .