و به فتح ، مصدر باشد و به كسر اسم ، و مصدر بليغتر باشد از اسم و مثله قولهم :
رجل دنف و دنف و فرق و فرق ، و قولهم : رجل عدل و فطر و رضى و صوم و امثال اين . و ابن كثير خواند : كانّما يصعد ، به تخفيف من صعد ، يصعد ، صعودا و باقى يصّعّد به تشديد « فاء » و « عين فعل » و الاصل : يتصعّد ، آنگه « تاء » تفعّل با « صاد » كردند براى مناسبت [ 112 - ر ] « صاد » فاء الفعل آنگه « صاد » را در « صاد » ادغام كردند و ادغام ممكن نبود تا اسكان « صاد » نكردند و چون « صاد » را اسكان كردند همزهء وصل بايست ، گفتند : اصعّد يصّعّد و اصل يصّعّد ( 1 ) كما بيّنا يتصعّد . و ابو بكر خواند و روايت كرد : كانّما يصّاعد به « الف » و اصل او يتصاعد بوده است و مثله قوله ( 2 ) : اطَّيّرنا ( 3 ) و اثّاقلتم ( 4 ) . امّا معنى آن است كه خداى تعالى تشبيه كرد اين كافران را به كسى كه بر آسمان شود از صعوبت و مشقّت آن كار بر ايشان من قوله تعالى : سَأُرْهِقُه صَعُوداً ( 5 ) ، اى ساغشيه عذابا شاقّا و يقال : كلَّفنى صعودا باهظا اذا كلَّفه عملا شاقّا ، و منه قول ( 6 ) عمر ( 7 ) : ما تصعّدني شى ما تصعّدني خطبة النّكاح اى ما شقّ علىّ شىء كمشقّتها ، او را تشبيه كرد به آن كس كه او را فرمايند كه بر آسمان شو ( 8 ) امّا به آلت در باب مشقّت و صعود ( 9 ) و إمّا بى آلت در باب تعذّر و استحاله بر توسّع به معنى نفى وجود و قطع طمع . * ( كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّه الرِّجْسَ ) * ، اى العقاب همچنين كند خداى تعالى عقاب ( 10 ) بر آنان كه ايمان نيارند . گفتند : وجه تشبيه آن است كه چنان كه در دل ايشان ضيق و حرج كرد بر تن اينان عذاب ابد نهد .
مجاهد گفت : رجس هر چيزى باشد كه در او خير نبود و براى اين شيطان را رجس خواند . و رجس پليدى باشد و نيز پليد باشد و شايد كه در آيت تفسير
هامش
( 1 ) . اساس : تصعّد ، با توجّه به مج تصحيح شد .
( 2 ) . مل تعالى .
( 3 ) . سورهء نمل ( 27 ) آيهء 47 .
( 4 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 38 .
( 5 ) . سورهء المدّثّر ( 74 ) آيهء 17 .
( 6 ) . آج ، لب : قوله .
( 7 ) . اساس رضى اللَّه عنه .
( 8 ) . مل : رو بم : شود .
( 9 ) . مج ، وز ، لت : صعوبت .
( 10 ) . آج ، لب : ندارد .