صورت نبندد و حاصل نيست و نبود در حقّ هيچ كس از مؤمنان ، و كذلك فى قوله تعالى : أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّه صَدْرَه لِلإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّه ( 1 ) ، عجب از مذهب گويندگان اين معنى خداى تعالى گفت كافرى هفتاد سال بر كفر [ 112 - ر ] اصرار كرد ( 2 ) و با من همتا و انباز گفت ( 3 ) و رسولان مرا ناسزا گفت ( 4 ) و الهيّت مرا منكر بود ( 5 ) ، چون انديشه كند و انتباهى بود ( 6 ) او را ايمان آرد حق تعالى [ گفت ] : ( 7 ) من شرح صدر او كنم . در اين دو آيت آنچه بدترين ( 8 ) كافران را حاجت نيست بهترين پيغامبران را چگونه حاجت باشد چون تفسير ايشان باطل شد تفسير اهل عدل ماند ، اين وجهى ديگر است . و وجهى دگر آن است كه بعضى اهل معانى گفتند كه : شرح صدر در آيت مضاف است با « من » كه مهتدى است و معنى آيت آن است كه : هر كس كه خداى خواهد كه او را هدايت دهد او شرح صدر خود كند براى اسلام ، يعنى نظر كند در ادلَّه و تحصيل علم كند ، گفت ( 9 ) بيانش قوله تعالى :
مَنْ كَفَرَ بِاللَّه مِنْ بَعْدِ إِيمانِه إِلَّا مَنْ أُكْرِه وَقَلْبُه مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمانِ وَلكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً ( 10 ) ، شرح صدر به كفر با او حوالت كرد . * ( وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّه ) * و هر كه را خواهد كه اضلال كند اين ضلالت ( 11 ) همچنين ( 12 ) بر وجوه است : يكى تمكين و تخليه بين العبد و بين اختياره السّوء ، آنگه اين را ضلال خواند براى آن كه ضلال عند اين حاصل آيد . وجهى ديگر آن است كه : مراد به اضلال خذلان است بر سبيل عقوبت بر كفر مقدّم ، وجهى دگر آن است كه مراد به اضلال آن است كه روز قيامت ايشان را از ره بهشت گمراه كنند ( 13 ) و چندان كه ايشان
هامش
( 1 ) . سورهء زمر ( 39 ) آيهء 22 .
( 2 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، لت : كرده .
( 4 - 3 ) . مج ، وز ، آج ، لب : گفته .
( 5 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، لت : بوده .
( 6 ) . مج ، وز ، لت : بباشد آج ، لب : نباشد .
( 7 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج ، لب افزوده شد .
( 8 ) . مج ، وز : بترين .
( 9 ) . مج ، وز : ندارد .
( 10 ) . سورهء نحل ( 16 ) ، آيهء 106 .
( 11 ) . لت : اضلال مج ، وز : ضلال .
( 12 ) . مج : هم .
( 13 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، لت : كند .