پس آنگاه ( 1 ) كه بديد آفتاب را بر آينده گفت اين است خداوند من ، اين بزرگتر است پس آنگاه ( 2 ) كه فروشد گفت اى گروه ( 3 ) من من برىام ( 4 ) از آنچه انباز مىآريد ( 5 ) .
بدرستى كه من روى خود آوردم ( 6 ) مر آن را كه بيافريد آسمانها و زمين مسلمان شده و نيستم من از انباز آرندگان ( 7 ) .
و حجّت آوردند ( 8 ) به او گروه او گفت آيا حجّت مىآريد ( 9 ) با من در خداى ؟ و بدرستى كه راه نمود ( 10 ) مرا و نترسم آنچه انباز آريد ( 11 ) شما به آن مگر كه بخواهد خداى من چيزى و فراخ و گنجان آمد ( 12 ) ربّ من هر چيزى را بدانست پس پند نمىگيريد ( 13 ) ؟
و چگونه ترسم من از آنچه انباز آورديد ( 14 ) و نمىترسيد از اين كه شما انباز آورديد ( 15 ) به خداوند من آنچه نفرستاد بدان بر شما حجّتى پس كدام از اين دو گروه سزاوارتر است بر بىبيمى ( 16 ) اگر شما هستيد كه مىدانيد .
آنان
هامش
( 2 - 1 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، لت : چون .
( 3 ) . مج ، مت ، وز ، لت : قوم .
( 4 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، آف ، لت : بىزارم .
( 5 ) . مج ، مت ، وز ، آف : مىگيريد ، آج ، لب : مىگردانيد .
( 6 ) . مج ، مت ، وز ، لت : فراز كردم ، آج ، لب : خالص گردانيدم عبادت خود را .
( 7 ) . مج ، مت ، وز : انباز گويندگان ، آج ، لب : شريك مىگردانيد .
( 9 - 8 ) . مج ، مت ، وز ، لت : خصومت كردند .
( 10 ) . مج ، مت ، وز ، لت : راه داد .
( 11 ) . مج ، مت ، وز ، لت : كردهايد .
( 12 ) . آج ، لب : شامل هر چيزى را به دانش .
( 13 ) . مج ، مت ، وز ، لت : انديشه نكنيد .
( 15 - 14 ) . مج ، مت ، وز ، لت : گرفتيد ، آج ، لب : شرك آوريد .
( 16 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، لت : به ايمنى ، آف : بر ايمنى .