گويد : لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ( 1 ) ، خلايق جواب دهند : لِلَّه الْواحِدِ الْقَهَّارِ ( 2 ) [ 83 - ر ] و بعضى قرّاء خواندند : * ( يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ ) * على الفعل المستقيم ، دون المجهول ، و فاعل او * ( عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ ) * باشد و اين قراءت در شاذ است و وجه دوم آن است كه بدل بود من قوله : * ( وَيَوْمَ يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ ) * و وجه سيّم ( 3 ) آن است كه منصوب باشد به حقّ و التّقدير : يحقّ قوله و يصحّ و يقع و يتحقّق يوم ينفخ فى الصّور ، در « صور » دو قول گفتند : بيشتر مفسّران گفتند « صور » نام چيزى است بر صورت سروى . راوى خبر گويد كه رسول - عليه السّلام - گفت كه شب معراج كه مرا به آسمان بردند اسرافيل را ديدم صور در دهان ( 4 ) گرفته و آن بر شكل سروى بود يك سر در دهن او و ديگر سر ( 5 ) چهل هزار منفذ داشت در زير عرش و او چشم در زير عرش كشيده . جبريل را گفتم : چندگاه است تا اسرافيل اين صور دهن دارد ؟ گفت : از آنگاه كه خداى تعالى او را آفريده است و عالم را آفريد و او صور در دهن گرفته است و چشم در زير عرش كشيده منتظر فرمان خداى تعالى تا خداى تعالى كى فرمان دهد كه در دم تا او صور در دمد ( 6 ) . بعضى اهل لغت گفتند : « صور » به لغت يمن « قرن » باشد يعنى سرو قال الشّاعر ( 7 ) :
نحن نطحناهم غداة الجمعين
بالصّالحات ( 8 ) فى غبار الجمعين
نطحا شديدا لا كنطح الصّورين
أى القرنين و بيان اين قول خبر رسول - عليه السّلام - است ، كه گفت :
كيف انعم و صاحب القرن التقم القرن حتى جبهته ينتظر متى يؤمر ( 9 ) فينفخ
، قول دوم ابو عبيده گفت صور جمع صورت باشد كسورة و سور و قال العجّاج ( 10 ) :
و ربّ ذي سرادق محجور ( 11 )
سرت اليه فى اعالى السّور
هامش
( 2 - 1 ) . سورهء مؤمن ( 40 ) آيهء 16 .
( 3 ) . مج ، وز ، مت ، سهام ، مل ، آف : سيوم ، لت : سئوم .
( 4 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : دهن .
( 5 ) . آج ، لب : و آن سر ديگر .
( 6 ) . مج ، وز ، مت ، لت : در صور دمد ، مر : صور دمد .
( 7 ) . مج ، وز ، مت شعر .
( 8 ) . چاپ شعرانى ( 4 / 458 ) : الضّابحات . كلّ مصرع دوم در لسان العرب و تفسير قرطبى نيست .
( 9 ) . آج ، لب ، مل ، آف ، بم ، آن : يوم .
( 10 ) . مج ، وز ، مت شعر .
( 11 ) . اساس : محجوب ، با توجه به مج تصحيح شد .