- عليه السّلام - نوشت : من مسيلمة رسول اللَّه الى محمّد رسول اللَّه ، بر دست دو مرد از ( 1 ) يمامه : نام يكى رجال بن نهثل ، نام ديگرى محكم ( 2 ) ، و ايشان از اشراف اهل يمامه بودند ، نامه بدادند . رسول - عليه السّلام - ايشان را گفت : شما به مسيلمه ايمان دارى ؟ گفتند : آرى .
رسول - عليه السّلام - گفت : اگر نه آنستى ( 3 ) كه عادت نرفته است به كشتن رسول ، من شما را گردن بفرمودمى زدن . آنگه بفرمود تا جواب نامه بنوشتند : من محمّد رسول اللَّه الى مسيلمة الكذاب امّا بعد : إِنَّ الأَرْضَ لِلَّه يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِه وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ . » و پس از آن به مدّتى نزديك رسول - عليه السّلام - بيمار شد و با جوار رحمت خداى رفت و كار مسيلمة قوى شد در عهد ابو بكر ، او ( 5 ) خالد وليد را بفرستاد با لشكرى تا او را مقهور كردند و او بر دست وحشى غلام مطعم بن عدىّ كشته شد ، كه قاتل حمزة بن عبد المطَّلب بود و پس از آن كه كارزارى عظيم برفت .
و وحشى گفت : دو كس بر دست من كشته شدند ، يكى بهترين مردمان در جاهليّت من كه من كافر بودم و آن حمزهء عبد المطَّلب بود ، و يكى مسيلمهء كذّاب و او شرّ الناس بود در اسلام .
فرقهء سيم ( 6 ) از بنو اسد بودند و رئيس ايشان طلحة بن خويلد بود ، و او نيز چون مرتد شد دعوى نبوّت ( 7 ) كرد و آخر اين سه قوم اينان بودند .
ابو بكر ( 8 ) خالد بن وليد ( 9 ) را بفرستاد با لشكرى بسيار و كارزارى كردند ( 10 ) و قومى كشته شدند و طلحه ( 11 ) بگريخت و به شام شد به حمايت بنى حفنه ( 12 ) ، ايشان او را با پناه گرفتند . اهل سير ( 13 ) گفتند : پس ( 14 ) از آن [ اسلام آورد ( 15 ) ] [ 2 - ر ] و حسن اسلامه .
هامش
( 1 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر اهل .
( 2 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : محكم بن طفيل .
( 3 ) . بم : ندانستى .
( 4 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 128 .
( 5 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : خالد بن الوليد ، مر : خالد بن وليد .
( 6 ) . مج ، مت ، وز ، آف ، مر : سيوم .
( 7 ) . مر : پيغمبرى .
( 8 ) . اساس رضى اللَّه عنه .
( 9 ) . آج ، لب : خالد وليد .
( 10 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : كارزار كردند .
( 11 ) . مج ، وز ، لت ، مت ، مر : طليحه .
( 12 ) . بم ، آف : بنى حقيقه ، لت ، آن : بنو جفنه .
( 13 ) . مج ، وز ، مت : شن .
( 14 ) . آف : بعد .
( 15 ) . اساس ندارد ، با توجّه به مج افزوده شد .