عمد كرد ايشان را به نام ايمان خواند في قوله : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ ( 1 ) فِي الْقَتْلى ( 2 ) .
و دليل بر آن كه مراد قتل عمد است ، آن است كه قصاص الَّا در قتل عمد نباشد ( 3 ) . دليل ديگر در اين آيت آن است كه گفت : فَمَنْ عُفِيَ لَه مِنْ أَخِيه شَيْءٌ ( 4 ) ، قاتل ( 5 ) برادر مقتول و اولياى مقتول خواند ، و لا محال برادرى دين است ، چه برادرى نسب صورت نبندد ( 6 ) اين جا ، و كافر برادر مؤمن نباشد در دين .
دليل ديگر از اين آيت ، قوله : ذلِكَ تَخْفِيفٌ [ 333 - پ ] مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ ( 7 ) ، و اين از صفت مؤمنان است براى آن كه خداى تعالى با كافران تخفيف و رحمت نكند ، آنگه آن را كه اعتداء كند ، پس از اين گفت : او را عذابى اليم باشد ، و ذكر كفر و تخليد نكرد . و عذاب متناول باشد قصاص را و حكم او حكم عقاب نيست ، دليل بر اين قوله : قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّه بِأَيْدِيكُمْ ( 8 ) . دليل ( 9 ) ديگر قوله تعالى : وَإِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما ( 10 ) - الآية ، ذكر ايشان به نام ايمان كرد در حال اقتتال با يكديگر ، و اقتتال به عمد باشد به خطا نباشد . و از جهت اخبار آنچه اخبار متواتر است بر آن كه رسول - عليه السّلام - بيعت مردمان كه ستدى ( 11 ) بر آن ستدى ( 12 ) كه شرك نيارند و خون به ناحق نكنند و آنچه ( 13 ) شرايط اسلام است از اجتناب كباير ، آنگه گفتى :
فمن فعل من ذلك شيئا فاقيم عليه الحدّ فهو كفّارة له و من ستر عليه فامره الى اللَّه عزّ و جلّ ان شاء غفر له و ان شاء عذّبه
، گفتى : هر كه از اين كباير ارتكاب چيزى كند و حدّ بر او برانند آن كفّارت باشد او را ، و هر كه را پرده به او فرو گذارند ( 14 ) كار او با خداست ، اگر خواهد بيامرزد او را و اگر خواهد عذابش كند .
هامش
( 1 ) . اساس : القتال ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها ، از قرآن مجيد تصحيح شد .
( 7 - 4 - 2 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 178 .
( 3 ) . اساس ، مت : باشد ، مر : نمىباشد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . تب ، آج ، لب ، مر ، لت را .
( 6 ) . اساس ، مت و ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 8 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 14 .
( 9 ) . لت : دليلى .
( 10 ) . سورهء حجرات ( 49 ) آيهء 9 .
( 11 ) . مر : بستدى .
( 12 ) . مر : بر آن شرط بستدى .
( 13 ) . تب : و آن كه .
( 14 ) . لت : فرو گزارند .