و رسول - عليه السّلام - گفت : چون يكى از اهل ذمّه بر شما سلام كند ، بگوييد او را : عليك ، يا : و عليكم . و جماعتى به اين ( 1 ) تمسّك كردند در آن كه سلام سنّت است و جواب فريضه ، براى آن كه حق تعالى گفت به لفظ امر : * ( فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها ) * ، و ظاهر امر قرآن بر وجوب باشد .
* ( إِنَّ اللَّه كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيباً ) * ، كه خداى تعالى بر همه چيزى حسيب است . گفتند : مراد محاسب و مجازى است ، و گفتهاند : حفيظ است و كفايت كننده ، و گفتهاند : كافى است و بسند كار ( 2 ) . من قولهم : حسبي كذا ، أى كفاني ، زجاج گفت معنى او ( 3 ) آن است كه : همه چيز ( 4 ) اندازه ( 5 ) دهد ( 6 ) ، و منه قوله :
عَطاءً حِساباً ( 7 ) ، أى كافيا .
قوله : * ( اللَّه لا إِله إِلَّا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ ) * ، اين « لام » جواب قسمى مضمر است ، و تقدير آن است كه : و اللَّه انّ اللَّه ليجمعنّكم ، خداى شما را جمع كند و حشر كند براى روزى كه در آن روز شكّى نيست ، و آن روز قيامت است . و گفتند : اين روز را براى آن روز قيامت خواندند كه مردم از گورها برخيزند ، و گفتهاند : براى آن كه پيش خداى بايستند ، چنان كه گفت : يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ ( 8 ) . و گفتهاند : من قيام الحقّ ، و هو ظهوره ، براى آن كه حق در اين روز آشكارا شود . * ( لا رَيْبَ فِيه ) * ، شك نيست در او . گفتهاند : ضمير راجع است با روز ، يعنى در روز شكّ نيست . [ و گفتهاند : راجع است با مصدر « ليجمعنّكم » ، أى في الجمع . و قوله : * ( وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّه حَدِيثاً ) * ، استفهامى است به معنى تقرير ، و كيست كه ] ( 9 ) از خداى راستگيرتر ( 10 ) است به حديث ، و نصب او بر تميز ( 11 ) است ، و معنى آن كه : هيچ كس نيست از خداى
هامش
( 1 ) . مر : به آن .
( 2 ) . آج : پسندكار ، مر : پسنديده كار .
( 3 ) . مر : معنى حسيب .
( 4 ) . مر : چيزى .
( 5 ) . تب ، آج ، لب ، مر : به اندازه .
( 6 ) . مر : دهنده است .
( 7 ) . سورهء نبأ ( 78 ) آيهء 36 .
( 8 ) . سورهء مطفّفين ( 84 ) آيهء 6 .
( 9 ) . اساس ، مت : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 10 ) . كذا : در اساس ، وز ، مت ، تب ، مر : راستگوتر ، آج ، لب : راستگوىتر .
( 11 ) . تب : تمييز .