باشد ، بعضى دگر گفتند : حسيب باشد ، پنجم گفتند : جزا دهنده باشد . و اصل « مقيت » از قوت باشد و گفتهاند از قوّة ، و قال الزّبير بن عبد المطلب عمّ النّبي - عليه السّلام - فيه بمعنى القادر ( 1 ) :
و ذي ضغن كففت النّفس عنه
و كنت على مسائته مقيتا
و قال كثيّر ( 2 ) :
و ما ذاك عنها عن نوال أناله
و لا أنّني منها مقيت على ودّ
و ابن كثير گفت : المقيت القادر على كلّ شىء .
قوله : * ( وَإِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ ) * - الاية . اين آيت خطاب است از خداى تعالى با جملهء مؤمنان ، حق تعالى مىفرمايد مردمان را كه : چون كسى شما را تحيّتى كند از سلامى يا دعاء بخير بالبقاء و البركة و طول العمر ، شما او را از آن نكوتر باز گوييد .
[ أو ردّوها ] ( 3 ) ، يا مثل آن رد كنيد با او ، يعنى به جواب او كنيد .
و « احسن » لا ينصرف است براى وزن فعل و صفت . و « تحيّة » تفعله باشد من حيّاه إذا سلَّم عليه و دعا له به طول الحياة . و عطا و ابراهيم گفتند و سدّى و ابن جريج كه : مراد آن است كه چون كسى بر شما سلام كند ، جوابش از آن نكوتر دهيد كه او گفته باشد .
در خبر است كه : چون كسى از مسلمانان بر رسول - عليه السّلام - سلام كردى ، گفتى : سلام عليك ( 4 ) ، گفتى :
و عليك السّلام و رحمة اللَّه
، چون گفتى : السّلام عليكم و رحمة اللَّه ، [ رسول گفتى :
و عليك السّلام و رحمة اللَّه ] ( 5 ) و بركاته
همچنين او زياده گفتى در جواب كه آن كس ( 6 ) گفته بودى .
و در خبر مىآيد كه چون بندهء مؤمن برادرش را گويد :
سلام عليك ،
او را ده حسنه بنويسند ، چون گويد ( 7 )
السّلام عليك و رحمة اللَّه
، بيست حسنتش بنويسند ،
هامش
( 2 - 1 ) . تب شعر .
( 3 ) . اساس ، مت : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها از قرآن مجيد افزوده شد .
( 4 ) . مر او .
( 5 ) . اساس ، مت : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 6 ) . مر : در جواب آن كس كه سلام .
( 7 ) . مر : و چون بگويد .