كه خواهد و عذاب كند آن را كه خواهد ، و خداى آمرزگار و بخشاينده است .
قوله : * ( إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * ، خداى - جلّ جلاله - چون مؤمنان و آنان كه از اهل كتاب ايمان آوردند و اوصاف و مستحقّات ( 1 ) ايشان و آنچه ايشان را خواهد بودن بگفت ، در عقب آن ذكر كافران كرد و احوال ايشان ، گفت : آنان كه كافر شدند آنچه همّت [ و ] ( 2 ) سعى و كدّ ايشان در آن بود و همه عنايت از ايشان ( 3 ) مصروف به آن است و همه عمر در سر آن كردند ( 4 ) فردا قيامت از ايشان هيچ غنا و كفاف نكند ، يقال : اغنى فلان عن فلان ، إذا قام مقامه و دفع عنه ، گفت : مالش سود ندارد و فرزندان از او دفع نكنند ، چنان كه حق تعالى از او حكايت كرد كه به وقت فروماندگى گويند : ما أَغْنى عَنِّي مالِيَه ، هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَه ( 5 ) ، جز آن كه غنا نكند و بال باشد كه :
فى حلالها حساب و في حرامها عقاب
( 6 ) . و بر جمله معنى آن است [ 255 - پ ] كه ( 7 ) : لا ينفع و لا يدفع ، سود ندارد و باز ندارد ، مال سود ندارد و فرزند بلا باز ندارد .
و قوله : * ( شَيْئاً ) * ، براى آن به لفظ نكره گفت تا نفى عام باشد كه هيچ چيز به هيچ وجه هيچ سود ندارد .
* ( وَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ ) * ، و ايشان ملازمان دوزخ باشند . و صاحب هر چيز ( 8 ) ملازم او بود ، و آن جا هميشه باشند و مفارقت نكنند از آن جا .
لُ ما يُنْفِقُونَ فِي هذِه الْحَياةِ الدُّنْيا ، يمان گفت : مراد نفقهء ابو سفيان است و يارانش كه روز بدر كردند بر عداوت رسول - عليه السّلام .
مقاتل گفت : نفقهء عوامّ جهودان است بر احبار و رؤسايشان بر سبيل رشوت .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مر : مستحقّان ، مب : مستوفيان و مستحقان .
( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . مب ، مر : غايت ايشان .
( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر و احوال ايشان گفت .
( 5 ) . سورهء حاقّه ( 69 ) آيهء 28 و 29 .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : عذاب .
( 7 ) . دب ، لب ، فق ، مب ، مر لى ، آج مالى .
( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : هر چه .