توكّل كنند مؤمنان .
يارى داد شما را خداى به بدر و شما ذليلان بوديد ( 1 ) بترسيد ( 2 ) از خداى تا شاكر باشيد ( 3 ) .
چون مىگفتى ( 4 ) مؤمنان را بس نيست ( 5 ) شما را آن كه مدد كند ( 6 ) شما را خداى به سه هزار از فرشتگان فرو فرستاده ( 7 ) ؟
آرى اگر شكيبايى كنيد و پرهيزگار باشيد و آيند به شما از سر اين شتاب فرو فرستاد شما را خداى به پنج هزار [ از ] ( 8 ) فرشتگان با علامت ( 9 ) .
و نكرد آن را خداى مگر بشارتى شما را ( 10 ) و تا ساكن شود ( 11 ) دلهاى شما به آن ، و نيست يارى ( 12 ) مگر از نزديك خداى عزيز محكم كار .
تا ببرد گوشه اى از آنان كه كافر شدند يا به روى در آورد ايشان را برگردند ( 13 ) نوميد .
نيست تو را از اين كار چيزى ، يا توبه پذيرد بر ايشان ، يا عذاب كند ايشان را ، ايشان بيداد كارانند .
و خداى راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است ، بيامرزد آن را
هامش
( 1 ) . دب : بودى / بوديد .
( 2 ) . دب : بترسى / بترسيد .
( 3 ) . دب : شاكر باشى / شاكر باشيد ، آج ، لب : سپاس دارى ، فق : سپاسورزى نماييد .
( 4 ) . اساس ، وز : مىگفتيد ، با توجّه به دب تصحيح شد ، آج ، لب تو .
( 5 ) . آج ، لب ، فق : اى هرگز بسنده نبود .
( 6 ) . وز ، دب : مدد كرد .
( 7 ) . آج ، لب ، فق : فرو فرستادگان .
( 8 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد .
( 9 ) . آج ، لب ، فق : نشان كرده .
( 10 ) . آج ، لب ، فق : مژده دادن مر شما را .
( 11 ) . آج ، لب ، فق : و تا آرام يابد .
( 12 ) . آج ، لب ، فق : يارى كردن .
( 13 ) . آج ، لب : پس باز گردند .