مراد به « عنت » هلاك است ، و گفتند : مراد رنج و مشقّت است ، و گفتند : مراد كفر و ضلال است ، كما قال تعالى : وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ ( 1 ) سَواءً ( 2 ) ، و اين آن مثل است كه پارسيان گويند : خرمن سوخته سوخته خواهد خرمن ، هر كه به آفتى گرفتار باشد و به عيبى آلوده ، خواهد كه همه جهان چو او باشد تا عيب او پوشيده شود ، چنان كه مثل است : در مرگ ( 3 ) بانبوه كه جشن باشد ( 4 ) ، و اگر چه آيت در جهودان است ، بعينه صفت اهل روزگار ماست ، چنان كه شاعر مىگويد :
و اعلنت الفواحش في النّوادي
و صار النّاس أعوان المريب
إذا ما عبتهم عابوا مقالي
لما في القوم من تلك العيوب
و ودّوا لو كفرنا فاستوينا
و صار النّاس كالشّىء المشوب
و كنّا نستطبّ اذا مرضنا
فصار سقامنا بيد الطَّبيب
و كيف نجيز غصّتنا بشىء
و نحن نغصّ بالماء « الشّروب
و ( 5 ) * ( قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ ) * ، اگر چه دشمنى در دل دارند بر دهنشان پيدا مىشود ، چه آن [ 256 - ر ] پيش از دل است :
نار چون پر شود بدرّد پوست
از بسيارى كه در دل دارند طاقت نمىدارند ( 6 ) تا نهان دارند ، بعضى از آن اظهار مىكنند و ظاهر مىشود از ايشان ، و اين آن است كه در كلام امير المؤمنين - عليه السّلام - آمد :
ما أضمر احد شيئا الَّا ظهر في صفحات وجهه أو فلتات لسانه ،
هيچ كس [ چيزى ] ( 7 ) پنهان باز نكند الَّا بر كنارها روا و جستها زبانش ( 8 ) پديد آيد .
هامش
( 1 ) . اساس : فيكونون ، با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد .
( 2 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 89 .
( 3 ) . اساس و دب كه ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 4 ) . اساس و وز در حاشيه افزودهاند : بلاى عام جشن تمام ، و در امثال عرب آمده كه : البليّة اذا عمّت طابت .
( 5 ) . دب ، مر : قوله ، آج ، لب ، فق ، مب : قوله تعالى .
( 6 ) . مب ، مر : نمىآرند .
( 7 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 8 ) . كذا : در اساس و وز ، دب ، آج ، لب ، فق : بر كنارها رو و جوانب لسان او ، مب ، مر : بر كنارهء رود و جانب زبان او . روا رو ، با الف اشباع مانند : نيكوا نيكو ، پهلوا پهلو كه استعمال آن در رسم الخط اين تفسير معمول است .