* ( وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه ) * ، اى طلب رضاء اللَّه ، و نصب او بر مفعول له است ، و « بغى » و « بغا » و « ابتغاء » ، طلب باشد . و « مرضات » و « رضا » به يك معنى بود .
* ( وَتَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ ) * ، شعبى و كلبى و ضحّاك گفتند : تصديقا من انفسهم ، زكات دهند به دلخوشى و ثبات نفس و طيب قلب ، متيقّن ( 1 ) به آن كه آنچه بدهند به از آن باشد كه بنهند .
سدّى و ابو صالح و ابو روق گفتند : تثبيتا ، اى يقينا ، مفضّل گفت : متيقّن باشند به آن كه حق تعالى ( 2 ) عوض باز خواهد دادن . قتاده گفت : احتسابا ، براى خداى دهند توقّع ثواب او . يمان گفت : ثقة ، استوار باشند و واثق به خداى تعالى . عطا و مجاهد گفتند : يتثبّتون ( 3 ) اين يضعون ( 4 ) اموالهم ، انديشه كنند در آن كه مال به كه دهند و كه را مستحق يابند ( 5 ) . و حسن بصرى گفت : يكى از صحابه چون خواستى كه صدقه دهد ، انديشه نيك بكردى ، اگر ثواب ( 6 ) خداى بودى بدادى ، و اگر چيزى ديگر بدان آميخته شدى رها كردى .
سعيد جبير و ابو مالك گفتند : تحقيقا في دينهم ، از سر تحقيق دينى ( 7 ) دهند [ آنچه دهند ] ( 8 ) . ابن كيسان گفت : اخلاصا و توطينا لأنفسهم . يقين خود موطَّن بكنند بر آن و دل بر آن بنهند .
زجّاج گفت : از سر آن دهند كه دانند كه ايشان را بر آن ثواب خواهد بودن .
و اصل كلمه من ثبّت فلانا اذا صحّحته و قوّيت عزمه ( 9 ) و رايه على الامر ، قال عبد اللَّه بن رواحه ( 10 ) :
فثبّت اللَّه ما آتاك من حسن
تثبيت موسى و نصرا كالَّذي نصروا
هامش
( 1 ) . اساس : و تيقّن ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . همه نسخه بدلها : باشند كه خداى تعالى .
( 3 ) . همه نسخه بدلها : يثبّتون .
( 4 ) . اساس : يضعفون ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق : يصنعون ، با توجّه به تب تصحيح شد .
( 5 ) . تب : ياوند / يابند .
( 6 ) . اساس : براى ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 7 ) . اساس كه نو نويس است : و يقين ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 8 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 9 ) . تب : عرفه .
( 10 ) . تب شعر .