حق تعالى گفت : اين تمنّا محال است كه خاك از آن سنگ ( 1 ) به باران اوّل زايل شده باشد ، همچنين مرائى و منافق گمان برد كه عملى ( 2 ) كرده است كه آن را فردا ثوابى خواهد بودن . چون به قيامت آيد ، چيزى نيابد ، چنان كه فرمود : وَقَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناه هَباءً مَنْثُوراً ( 3 ) ، بر آن تفسير كه گفته شد .
* ( لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا ) * ، اى على تحصيل ( 4 ) شيء من ثواب ما كسبوا و عملوا ، براى آن كه [ عمل ] ( 5 ) نه خداى را كرده باشند ( 6 ) ، و آن كه عمل نه خداى را كند ( 7 ) [ او را ] ( 8 ) ثوابى نباشد .
عبد اللَّه عبّاس روايت كند از رسول - عليه السلام - كه او گفت : چون روز قيامت باشد [ در آن روز منادى ] ( 9 ) ندا كند چنان كه اهل جمع بشنوند ( 10 ) : كجااند آنان كه در دار دنيا مردمان را پرستيدند ( 11 ) ؟ ايشان را گو برويد و مزد بستانيد ( 12 ) از آنان كه ( 13 ) از براى ايشان عمل كرديد كه من قبول نكنم عملى كه آن آميخته باشد به چيزى از دنيا و اهل دنيا .
راوى خبر گويد : عبد الوهّاب المزنىّ ( 14 ) از آن كه ( 15 ) از او شنيد ( 16 ) كه گفت به مدينه رسول - صلى اللَّه عليه و آله - رسيدم و در مسجد رسول - صلى اللَّه عليه و على آله - رفتم ، ابو هريره را ديدم كه گفت : حدّثني خليلي ابو القاسم ، آنگه گريه بر او غلبه كرد ( 17 ) ، دگر باره گفت : حدّثني خليل ابو القاسم ، دگر باره گريه منع كرد ( 18 ) او را ، به بار سيوم ( 19 ) بگفت ( 20 ) و بگريست و برخاست تا برود . [ من ] ( 21 ) دست در دامن او زدم و
هامش
( 1 ) . تب : كه آن حال .
( 2 ) . اساس : عمل ، با توجّه به تب تصحيح شد .
( 3 ) . سوره فرقان ( 25 ) آيه 23 .
( 4 ) . مب : يحصل .
( 9 - 8 - 5 ) . اساس : ندارد ، از تب افزوده شد .
( 6 ) . تب ، فق ، باشد .
( 7 ) . همه نسخه بدلها بجز تب : كرده بود .
( 10 ) . تب كه .
( 11 ) . مج ، وز ، لب ، فق ، مب ، مر : پرسيدند .
( 12 ) . اساس : كه ثواب آن را بستانيد ، با توجّه به تب تصحيح شد .
( 13 ) . مب : از مردمانى كه .
( 14 ) . تب : عبد اللَّه المزنى ، مب : عبد اللَّه الوهاب المزنى .
( 15 ) . مب او را پرسيدند و .
( 16 ) . مب : شنيدند .
( 17 ) . اساس در محلّ نو نويس شده : غالب شده ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 18 ) . اساس در محلّ نو نويس شده : غلبه كرد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 19 ) . مج ، وز : سهام .
( 20 ) . تب ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : نگفت .
( 21 ) . اساس : ندارد ، مب : من برخاستم ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .