چندان كه ديگر زمينها دهد به عادت ( 1 ) . مفضّل گفت : « اكل » بسيار [ ى ] ( 2 ) چيزى بود ( 3 ) كه نافع بود آن را [ كه در او بود ] ( 4 ) ، يقال : ثوب كثير الاكل ، اى [ كثير ] ( 5 ) الغزل .
* ( فَإِنْ لَمْ يُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ ) * ، اگر وابل نبود طلّ . و اين ( 6 ) باران ضعيف بود . زيد اسلم ( 7 ) گفت : به اين صفت كه خداى تعالى گفت زمين مصر است ، اگر بارانش نرسد بر دهد ، و اگر رسد مضاعف شود . اين مثلى است كه خداى تعالى زد مؤمن مخلص را در برابر اين ( 8 ) مثل منافق مرائى به زمينى ( 9 ) نيك بلند راست كه بر او بستانى بود ، آنگه باران رسد آن را يا وابل يا طلّ چنان كه اين بستان بر آرد ، و آن را ريع بود و اسباب نما و ذكا در او حاصل بود ، لا محال ( 10 ) آن را ثمره نيكو باشد ، همچنين عمل مؤمن مخلص آن را به قيامت ثواب باشد ، أَضْعافاً مُضاعَفَةً ( 11 ) ، اگر اندك بود و اگر بسيار ، چنان كه آن بوستان را اگر وابل رسد و اگر طلّ .
* ( وَاللَّه بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ) * ، و خداى بدانچه شما كنى ( 12 ) بيناست ، يعنى عالم است تا جزاى آن در خور آن بدهد .
* ( أَ يَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَه جَنَّةٌ ) * - الاية ، [ اين آيت متّصل است ] ( 13 ) بقوله تعالى :
* ( لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالأَذى ) * ( 14 ) ، حق تعالى براى مطابقت معنى را چون مثل منافق ( 15 ) مرائى بگفت ، خواست تا به ( 16 ) عقب آن مثل مؤمن مخلص ( 17 ) بگويد تا مطابقت ظاهر شود ، دگر باره با سر حديث مرائى رفت و عمل و صدقه او را مثل زد و تشبيه كرد به كسى چنين كه در اين آيت وصف كرد او را ، گفت : * ( أَ يَوَدُّ أَحَدُكُمْ ) * ، خواهد و تمنّا كند و دوست دارد يكى از شما كه او را بستانى ( 18 ) بود از درختان خرما و انگور كه ( 19 )
هامش
( 1 ) . همه نسخه بدلها بجز مب و .
( 13 - 5 - 4 - 2 ) . اساس كه نو نويس است : ندارد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . همه نسخه بدلها : باشد .
( 6 ) . همه نسخه بدلها بجز آج ، لب : و آن .
( 7 ) . همه نسخه بدلها : زيد بن اسلم .
( 8 ) . تب ، مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق : ندارد .
( 9 ) . تب : به زمين ، مج ، وز ، مب ، مر : بر زمين .
( 10 ) . تب : لا محاله .
( 11 ) . سوره آل عمران ( 3 ) آيه 130 .
( 12 ) . تب ، مج ، وز ، مىكنيد ، دب ، آج ، لب ، فق : مىكنى .
( 14 ) . سوره بقره ( 2 ) آيه 264 .
( 15 ) . تب : منافقان .
( 16 ) . تب : در .
( 17 ) . تب را .
( 18 ) . تب : بوستانى .
( 19 ) . اساس : و ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .