سايلى به شما آيد كه نه انسى باشد ( 1 ) نه جنّى ، تا بنگرند ( 2 ) تا خود شما در نعمتى كه خداى با شما كرده است چگونه مىكنى ! راوى خبر گويد كه : امير المؤمنين - عليه السلام - و خضر به هم رسيدند ، امير المؤمنين خضر را گفت : سخنى حكمت بگوى تا [ از تو ] ( 3 ) ياد گيرم . خضر - عليه السلام - گفت :
ما احسن عطف الاغنياء [ على الفقراء ] ( 4 ) رغبة في ثواب الله
، چه نيكوست شفقت توانگران بر درويشان رغبت ثواب خداى تعالى را .
امير المؤمنين - عليه السلام - گفت : دانى كه از آن نكوتر چيست ؟ گفت : بگو ، فرمود ( 5 ) :
و احسن من ذلك تيه الفقراء على الأغنياء ثقة بالله
، و نكوتر از آن تكبّر درويشان [ است ] ( 6 ) بر توانگران اعتماد بر خداى - عزّ و جلّ . خضر گفت : اين كلمه سزاوار ( 7 ) آن است كه به قلم زرّين بنويسند .
* ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالأَذى ) * ، حق تعالى در اين آيت به لفظ نهى مؤ [ منان ] ( 8 ) ، [ 358 - پ ] را منع ( 9 ) و زجر كرد از آن كه صدقات خود تباه كنند به منّت يا به ( 10 ) رنج ، و تقدير اين است كه : ثواب صدقاتكم و اجور نفقاتكم .
و مراد از آيت آن است كه : صدقه چنان دهى كه خالى باشد از منّت و عارى باشد از اذيّت ( 11 ) ، [ چه ] ( 12 ) اگر نه چنين باشد خود موقعى ندارد و به موقع قبول نيفتد ، و لكن از روى ظاهر به آن ماند كه واقع شد و آنگه ( 13 ) باطل شود ( 14 ) ، براى آن كه اگر نه چنين باشد احباط بود ، و احباط باطل است بنزديك [ ما به ] ( 15 ) ادلَّه اى كه رفت و نيز آيد - ان شاء اللَّه .
هامش
( 1 ) . همه نسخه بدلها و .
( 2 ) . تب : بنگرد .
( 15 - 8 - 6 - 3 ) . اساس : در حاشيه افتاده است ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 5 ) . تب : امير المؤمنين - عليه السلام - گفت .
( 7 - 4 ) - همه نسخه بدلها : سزاى .
( 9 ) . همه نسخه بدلها : ندارد .
( 10 ) . مر : يا زجر و .
( 11 ) . تب : آذيت .
( 12 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 13 ) . تب : آنگاه ، مج : آنك / آن كه ، چاپ شعرانى ( 2 / 366 ) : آنكه ، و در زير نويس توضيح داده است : و حال آنكه .
( 14 ) . همه نسخه بدلها : شد .