داده باشند خير بسيار ، و اين انديشه نكنند ( 1 ) مگر خداوندان عقلها .
و آنچه نفقه كنى از هزينه اى يا نذر كنى از نذر پذيرفته اى ( 2 ) ، خداى داند آن را و نيست ظالمان را از يارانى .
اگر پيدا كنى صدقات ( 3 ) نيك چيزى است آن و اگر پوشيده دارى آن را و بدهى به درويشان ، آن بهتر بود شما را و بپوشانيم از شما ( 4 ) گناهانتان ، و خداى به آنچه شما كنى داناست .
نيست بر تو ( 5 ) ايمان ايشان ( 6 ) و لكن خداى ره دهد ( 7 ) آن را كه خواهد و هر چه ( 8 ) نفقه كنى از مالى ( 9 ) براى خود كنى ، و شما هزينه نمىكنى مگر طلب رضاى خداى را ، و آنچه هزينه كنى از مالى تمام بدهند به شما و شما را نقصان نكنند .
درويشانى را آنان كه باز دارندشان در ره خداى نتوانند رفتن در زمين بپندارد ايشان را نادان توانگر از پرهيزيدن ، بشناسى ايشان را به علامتشان ، نخواهند از مردمان [ به سختى ] ( 10 ) و هر چه نفقه كنى از خيرى ( 11 ) خداى به آن داناست .
هامش
( 1 ) . اساس كه كلمه نو نويس است : اين و پند نپذيرند ، با توجّه به تب تصحيح شد .
( 2 ) . تب : يا نذرى كنيد از هر نذرى ، آج ، لب ، فق : بايد بريد آن پذيرفتنى در طاعت و معصيت .
( 3 ) . تب : صدقهها را .
( 4 ) . مج از .
( 5 ) . اساس : بر شما تو ، با توجّه به تب لفظ « شما » زايد مىنمايد .
( 6 ) . فق : راه يافتن ايشان .
( 7 ) . تب : راه نمايد .
( 8 ) . تب : و آنچه .
( 9 ) . تب : از نيكى
( 10 ) . اساس : كلمه زير وصّالى رفته است ، از تب افزوده شد .
( 11 ) . مج ، وز ، دب : نيكى ، آج ، لب : مال .