صد هزار صدقه بر آيد الَّا مكّه .
و بر روى زمين هيچ شهر ندانم كه در آن جا شراب ابرار است و نماز گاه اخيار است الَّا مكّه . و در روى زمين هيچ شهر ندانم كه مردم دست بر هر چه نهد ( 1 ) در آن جا كفارت گناهانش بود الَّا مكّه .
و نمىدانم بر روى زمين شهرى كه در آن جا خانه ( 2 ) باشد كه هر كه در آن خانه مىنگرد ، بى آن كه نماز كند يا طواف كند ، او را عبادة الدّهر و صوم الدّهر بنويسند الَّا به مكّه . و بر روى زمين جايى ندانم كه دعا كننده آن جا دعا كند ، فرشتگان بر دعاى او آمين كنند الَّا به مكّه . و هيچ شهر ندانم كه جمله پيغامبران را در آن جا مورد و مصدر بوده است الَّا مكّه .
و هيچ شهر ندانم كه فردا ( 3 ) قيامت پيغامبران و صدّيقان و شهيدان و صالحان را از او بيشتر حشر كنند [ كه مكّه ، و آنان را كه از آن جا حشر كنند ] ( 4 ) ايمن باشند .
و هيچ شهر ندانم بر روى زمين كه در هر روزى از روح و رايحه بهشت چندان فرود آيد كه به مكّه .
قوله : * ( مُبارَكاً ) * ، نصب او بر حال است ، و معنى او ثبات ( 5 ) باشد من بروك البعير و منه البركة لثبوت الماء فيه ، و منه البرك للصّدر لثبوت الحفظ فيه ، و منه قولهم ( 6 ) :
تبارك اللَّه ، اى بقى لم يزل و لا يزال . * ( وَهُدىً لِلْعالَمِينَ ) * . اى قبلة لهم .
گفتهاند : مراد به « هدى » قبله است ، و گفتهاند : به معنى دلالت و بيان است در بسيارى معالم دين از : نماز و طواف و ذبح و جز آن ، و روا باشد كه مراد لطف بود ، كه « هدى » به معنى لطف آمده است في قوله : وَزِدْناهُمْ هُدىً ( 7 ) .
* ( فِيه آياتٌ بَيِّناتٌ ) * ، عبد اللَّه عبّاس خواند : آية بينة على الوحدان ، گفتند ( 8 ) : مراد مقام ابراهيم است تنها ، و جمله قرّاء . * ( آياتٌ بَيِّناتٌ ) * خواندند على الجمع . بر قراءت اوّل تقدير چنان باشد : فيه آية بينة و هى مقام ابراهيم ، رفع او بر خبر مبتدا باشد . و بر
هامش
( 1 ) . فق ، مب ، مر : نهند .
( 2 ) . وز ، فق : خانه / خانه اى .
( 3 ) . آج ، لب ، فق : فرداى .
( 4 ) . مج : ندارد ، از وز افزوده شد .
( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : اثبات ، دب : ثابت .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : قوله .
( 7 ) . سوره كهف ( 18 ) آيه 13 .
( 8 ) . وز ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گفت .